خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

شوشتر میزبان سی و هفتمین دوره مسابقات زیبایی اسب اصیل عرب قهرمانی کشور

شوشتر میزبان سی و هفتمین دوره مسابقات زیبایی اسب اصیل عرب قهرمانی کشور

سی و هفتمین دوره مسابقات زیبایی اسب اصیل عرب قهرمانی کشور با حضور داوران بین المللی به میزبانی شوشتر برگزار شد.

در این دوره از مسابقات ۱۴۰ راس از باکیفیت‌ترین و زیباترین اسب‌های اصیل عرب کشور به مدت سه روز با یکدیگر به رقابت پرداختند

مسابقات با حضور داورانی از کشورهای اسپانیا، ایتالیا، بلژیک و ایران برگزار خواهد شد و در پایان رقابت ها، اسب‌های برتر توسط هیات داوران مشخص و از صاحبان آنها تجلیل به عمل آمد

این جشنواره با عنوان به صورت مشترک با عنوان جام کارمن شاپ و سلیمی پادشاه از تاریخ ۲۶ الی ۲۸ در مجاور قلعه تاریخی سلاسل شوشتر برگزار شد

بر اساس این گزارش اسب اصیل عرب یکی از نژادهای برتر این حیوان در جهان و متعلق به منطقه خاورمیانه است که به‌ دلیل شکل سر و دم بلندش متمایز از سایر اسب ها است.

در حال حاضر بیش از ۲۵ هزار راس اسب اصیل عرب در خوزستان وجود دارد.

استان خوزستان و کهن شهر باستانی شوشتر یکی از قطب‌های پرورش اسب اصیل عرب خالص ایرانی در کشور است به همین دلیل جشنواره کشوری اسب اصیل عرب همچون دوره های قبل به میزبانی این شهر برگزار شد.

عکس:محمد حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

جشنواره گل نرگس بهبهان از ظرفیت ملی و بین‌المللی برخوردار است

جشنواره گل نرگس بهبهان از ظرفیت ملی و بین‌المللی برخوردار است

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان با اشاره به اهمیت برگزاری جشنواره گل نرگس به صورت ملی و بین المللی گفت: توسعه صنعت گردشگری، جذب گردشگران و اشتغال‌زایی آثار و نتایج برگزاری مطلوب این جشنواره خواهد بود.

به‌ گزارش ایرنا محمد جوروند شنبه در نشست شورای اداری شهرستان بهبهان اظهار کرد: در حال حاضر این جشنواره گل نرگس به شکل محدود و در حد شهرستان برگزار می‌شود اما با توجه به نقش مهم این گل در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نگاه ما به آن باید از سطح شهرستان و استان فراتر برود.

وی در ادامه با تاکید بر اهمیت روستاهای گردشگری در ایجاد اشتغال و درآمدزایی افزود: روستاهای هدف گردشگری شهرستان بهبهان باید مورد توجه جدی قرار گیرند، در این زمینه برنامه‌ریزی شده تا معاونت گردشگری اقدامات لازم را انجام دهد و با فرمانداری شهرستان بهبهان همکاری لازم صورت گیرد.

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، تأسیس موزه بهبهان را مهم عنوان کرد و گفت: با توجه به اکتشافاتی که در این شهرستان شده و آثار به دست آمده‌ در حد یک موزه و حتی بیشتر است از این رو اداره کل میراث فرهنگی آمادگی همکاری در این زمینه را اعلام می‌کند.

وی بر ضرورت حفظ و احیای بافت تاریخی بهبهان تاکید و آثار تاریخی این شهرستان را نشان تاریخ، هویت و فرهنگ این سرزمین عنوان کرد.

جوروند در ادامه سخنان خود بر رفع مشکلات میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اشاره کرد و گفت: باید تلاش کنیم تا موضوعات مربوط به مردم را با درنظر گرفتن شرایط حفظ و احیای میراث‌فرهنگی رفع کنیم.

ساخت موزه بهبهان با مشارکت پالایشگاه بیدبلند

محمدطلا مظلومی، نماینده مردم بهبهان در مجلس شورای اسلامی نیز با بیان این‌که شهرستان بهبهان چند موضوع عمده دارد که ضروری است رفع شوند؛ به تأمین منابع مالی لازم برای تأسیس موزه در شهرستان بهبهان اشاره و تصریح کرد: توافقاتی در خصوص تأمین اعتبار ساخت و راه‌اندازی موزه بهبهان با مشارکت پالایشگاه بیدبلند انجام شده است که درنظر داریم تفاهم‌نامه آن تنظیم و باحضور وزیر میراث‌فرهنگی و اداره‌کل میراث استان، امضا شود.

فرماندار شهرستان بهبهان نیز در این نشست گفت: این شهرستان سابقه فرهنگی، تمدن و تاریخی بسیار کهنی دارد که به بیش از ۶ هزار سال برمی‌گردد و نمونه بارز آن چگاسفلی و محوطه تاریخی ارجان است. با توجه به یافته‌های باستان‌شناسی قدمت تاریخی و فرهنگی بهبهان برای همه واضح و مبرهن است.

سید ولی‌اله موسوی گفت: انتظار داریم اداره‌کل میراث فرهنگی در ایجاد خدمات گردشگری در روستاهای هدف گردشگری، رفع مشکلات قدمگاه امام‌رضا (ع) و محوطه‌های تاریخی ارجان و چگاسفلی همکاری لازم‌را داشته باشند.

پس از پایان این نشست، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، از آثار تاریخی و جاذبه‌های گردشگری بهبهان از جمله بافت تاریخی شهرستان، حمام بکان ارجان، نرگسزار، کاروانسرای خیرآباد، مقبره بشیر و نذیر، قنات‌های ارجان و منصوریه، پل ساسانی ارجان، قدم‌گاه امام‌رضا(ع) و بوم‌گردی قدم‌گاه بازدید کرد.

منبع : ایرنا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نیایشگاه باستانی چُغازَنبیل

نیایشگاه باستانی چُغازَنبیل

در اوايل سال ۱۹۳۵ میلادی نیروهای شركت نفت ايران و انگليس در بازديد هاي هوايي خود متوجه تپه اي عظيم میان دو حصار در نزديكي رودخانه دز شدند و وجود اين تپه را به اطلاع هيئت باستان شناسي فرانسوي كه در شوش مستقر بودند، رساندند. پس از آن يكي از زمين شناسان نيوزلندي اين شركت، به نام براون (Brown) بر بالاي تپه رفته که چندين آجر كتيبه دار توجه او را جلب كرد. پس از اين واقعه توجه باستان‌شناسان فرانسوي به اين محوطه معطوف مي شود. در ۲۱ فوريه ۱۹۳۵ اولين بازديد باستان شناسان از اين محوطه روي داد و دو نفر از اعضاي هيئت باستان شناسي فرانسوي به نام های ون در ميير (R. P. Van der Meer) و لوئيس لوبرتون (Louis Le Breton) براي بازديد به اين محوطه رفته و چندين قطعه آجر نوشته كه به نام پادشاه اونتاش گال یا اونتاش ناپیریشا اشاره كرده بود، به همراه خود به شوش آوردند. به اميد كسب اطلاعات بيشتر، دكتر اون والا (Dr. J. M. Unvala) همراه با چندين كارگر به چغازنبیل رفته، اطراف پشته را بررسی کرده و چندين آجر كتيبه دار ايلامي، يك قطعه از آجرهای كتيبه دار سامي، قطعاتي از يك پنل تزئيني كه نام اونتاش گال را نشان مي دهد، از سطح محوطه جمع مي نمايد

محوطه چغازنبیل در مختصات جغرافیایی 39 S 265895m E, 3544110m N در دشت خوزستان و در فاصله حدود 30 کیلومتری جنوبشرقی شهر شوش است. نام “چغازنبیل” از آن جهت انتخاب شده است که بلندترین و بارزترین بنای موجود در محوطه که زیگورات آن است، قبل از کاوش به صورت یک تپه بزرگ و مانند یک سبد برگشته دیده می‌شد. محوطه چغازنبیل در واقع یک شهر به جا مانده از دوره ایلام و به وسعت صد هکتار است.

ایلام نام تمدن باستانی است که از حدود ۲۹۰۰ پیش از میلاد تا ۶۴۶ پیش از میلاد در پهنه گسترده‌ای از غرب تا جنوب‌ غرب و جنوب ایران کشیده شده است. این تمدن متشکل از شاهک‌ نشینانی در دو نوع زیستگاه کاملا متفاوت یعنی ارتفاعات و دشت های جلگه‌ای زاگرس بوده است که در هر مقطع زمانی یکی از این خوانین یا شاهک‌ نشینان این مناطق به قدرت رسیده‌ اند. اغلب شاهان ایلام به خود لقب “شاه انشان و شوش“ داده‌اند. این دو شهر دو مرکز مهم ایلامیان، یکی در ارتفاعات (انشان) و دیگری در دشت‌ های جلگه‌ ای (شوش) است. باستان‌ شناسان تمدن ایلام را با توجه به وقایع سیاسی به سه دوره ایلام قدیم، ایلام میانه و ایلام جدید تقسیم می‌کنند. چغازنبیل در دوره ایلام میانه تاسیس شده است.

این شهر در زمان حیات به زبان ایلامی “ال- اونتاش“ و به زبان اکدی به “دور اونتاش“ شناخته می‌شده است. این شهر به دستور اونتاش ناپیریشا یکی از پادشاهان مقتدر عیلامی بنا شده ، به همین دلیل آن را ال اونتاش یعنی شهر یا قلعه اونتاش می‌خواندند. اوج رونق ساخت و ساز در شهر دوراونتاش در زمان بيست سال سلطنت اونتاش ناپيرشا یعنی از ۱۳۲۰ الی ۱۳۰۰ پیش از میلاد بوده است، اگرچه پس از مرگ وي از رونق شهر كاسته مي‌شود ولي همچنان ساخت و سازهايي غير سلطنتي و پرستش معابد در آن صورت گرفته است.

شهر اونتاش یک شهر سلطنتی و مذهبی است، از آن جهت سلطنتی که کاخ‌ های به جا مانده از آن مخصوص اشراف ایلامی ساخته شده است و از آن جهت مذهبی که دارای معابد مختلفی برای خدایان مختلف ایلامی است. اونتاش ناپیریشا در ساخت شهر دستور داده که برای هر دو دسته خدایان ایلامی مورد پرستش مردم ساکن در ارتفاعات و مردم ساکن در دشت‌ ها، معابدی برپا شود و معبد اصلی شهر که همان زیگورات شهر است، برای پرستش دو خدای اینشوشینک (مهم‌ترین خدای ساکنین دشت خوزستان) و نپیریشا (مهم‌ترین خدای ساکنین ارتفاعات) ساخته شده است، از اینرو بسیاری از باستان‌ شناسان معتقدند هدف اونتاش ناپیریشا در ساخت این شهر اتحاد بین مردم ساکن ارتفاعات و مردم ساکن دشت‌ بوده است.

شهر از سه حصار تو در تو ساخته شده است که در فاصله بین هر دو حصار، فضاهای تخصصی و ساخت و سازهای مخصوص به خود را دارد. آنچه تا کنون از کاوش‌های باستان‌ شناسی مشخص است، در بخشی از فاصله بین حصار بیرونی و حصار میانی، محله شاهی قرار دارد که کاخ‌ها و ورودی مجلل و معبد مخصوص به خود را دارد. در فاصله حصار میانی تا حصار درونی، محله تمنوس یا محوطه مقدس قرار دارد که معابدی برای خدایان مختلف برپا شده است. در حصار درونی نیز زیگورات به عنوان بلندترین و شاخص ترین بنای شهر ساخته شده است. در صحن زیگورات انواع اجزای معماری با جزئیات فراوان مانند سکوها و طاق‌ ها، آجرفرش‌ و معابد دیگر قرار دارند. سیستم دفع آب از سطح بناها و کل شهر از دیگر جلوه‌های نبوغ معماری و طراحی شهر است.

چغازنبیل در سال ۱۹۷۹ میلادی به عنوان نخستین اثر تاریخی از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت و معماری منحصر به فرد آن، در کنار زیگورات‌های کشف شده در میان رودان، برای باستان‌شناسان و علاقه‌مندان به تاریخ و میراث فرهنگی جهانی شناخته شده است. خاورشناسان چغازنبیل را قدیمی‌ترین ساختمان مذهبی شناخته شده در ایران می‌دانند.

عکس:مهدی مریزاد/برنا نیوز

منبع:سایت پایگاه میراث جهانی چغازنبیل محوطه تاریخی و موزه هفت تپه

تصویر نویسنده خوزتوریسم

خطر تخریب گورهای باستانی چگاسفلا

خطر تخریب گورهای باستانی چگاسفلا

خطر تخریب گورهای باستانی چگاسفلا؛ کشفی که تاریخ ایران را در کرانه‌های خلیج‌فارس بازنویسی کرد و به شش هزار سال قبل بازگرداند

هزاران شاهد شش‌هزارساله خلیج‌فارس در کام فاضلاب

سیدمحمد بهشتی: حفظ چگاسفلا ضرورت ملی و سیاسی است / سیدرضا صالحی امیری: اراده نظام حمایت از گردشگری دریامحور است

از هزاران گور شناسایی‌شده تنها ۱۰ گور در سال ۱۳۹۴ از دل خاک بیرون آمد که نه‌تنها جامعه باستان‌شناسی ایران را شگفت‌زده کرد، بلکه ثابت کرد ایرانیان از هزاران سال پیش ساکن کرانه‌های خلیج‌فارس بودند. از‌آن‌پس بود که این آثار نقش حیاتی و کلیدی در امر ملی و سیاسی پیدا کردند. باوجوداین، سال‌هاست این گورها به حال خود رها شده‌اند. تهدید جدید این‌بار از این قرار است: «احداث سیستم دفع فاضلاب در زیستگاه متعلق به این گورها، حذف بند خاکی برپاشده به‌منظور حفاظت از گورستان و بهسازی معابر روستا روی عرصه». اقداماتی که به‌گفته بسیاری از کارشناسان منجر به تخریب این سند باستانی منحصربه‌فرد می‌شود. جالب اینجاست که این اتفاق در حالی می‌افتد که مقامات عالی حکومتی ایران همواره بر اهمیت اثبات نام خلیج‌فارس تأکید کرده و آن را حق ملت ایران دانسته‌اند. ملت ایران هم همواره با میلیون‌ها امضا اعلام کرده‌اند؛ خواستار حفاظت از حقانیت ایرانیان بر خلیج‌‌فارس هستند. اما چرا متولیان امر برای نجات این سرمایه فرهنگی، ملی و سیاسی اقدامی جدی و اساسی انجام نمی‌دهند؟

«سیدمحمد بهشتی»، عضو شورای‌عالی میراث فرهنگی و گردشگری درباره تعلل مسئولان به‌بهانه تعارض منافع در موضوع چگاسفلا به «پیام ما» می‌گوید: «اگر ما اهمیت موضوع را متوجه شویم، اصلاً تعارض منافع معنا پیدا نمی‌شود. اینهایی که درباره تعارض منافع می‌گویند، اصلاً موضوع را نفهمیده‌اند. اهمیت این محوطه در سطح مدیریت کلان کشور مطرح است. آن‌هم نه‌فقط برای افتخار به گذشته بلکه برای نیاز و اهمیتی که برای مسائل روز سیاسی کشور دارد.» رئیس سابق سازمان میراث‌فرهنگی ادامه می‌دهد: «کارهایی که توسط آقای مقدم در آن منطقه انجام شد، نشان می‌دهد سابقه زیست ما در کرانه‌های خلیج‌فارس شش‌هزارساله است. ما می‌گوییم این خلیج، خلیج «فارس» است. از شش هزار سال پیش خلیج‌فارس است. اهمیت سیاسی دارد، پس باید به آن پرداخت.» به‌زودی هم رئیس‌جمهور در راستای اهداف توسعه دریامحور می‌خواهد به خوزستان سفر کند. از سوی دیگر وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی بارها عنوان کرده: «اراده نظام حمایت از گردشگری دریامحور است.» پس چگونه است که یکی از مهمترین طرح‌های گردشگری به محوریت چگاسفلا همواره نادیده گرفته شده و سال‌هاست که روی میزهای وزارتخانه خاک خورده و می‌خورد؟

راه نجات مردم روستا و اسناد خلیج‌فارس روی هوا!

«عباس مقدم»، باستان‌شناس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، وقتی موفق به کشف چگاسفلا شد، هرگز فکر نمی‌کرد روزی کابوس گورهای شش‌هزارساله‌ای که ثابت می‌کند ایرانیان هزاران سال است در کرانه‌ها و پس‌کرانه‌های خلیج‌فارس زندگی می‌کنند، فرابرسد و یافته‌های بی‌شماری که به‌طور متقن دست رد می‌زد به ادعاهای اخیر کشورهای عربی در زمینه نام خلیج‌فارس در آستانه ویرانی قرار بگیرد. چگاسفلا سال‌هاست که وارد لابیرنت پیچیده‌ای شده است. مدیران میراث‌ خوزستان به‌جای حفاظت از محوطه تاریخی مدعی ایجاد رفاه برای جامعه محلی شده‌اند؛ اگرچه برای همین ایجاد رفاه هم حاضر نیستند اقدامات بنیادین انجام دهند. چراکه از همان آغاز کشفیات، به‌جای پیگیری جابه‌جایی روستای روی عرصه این محوطه دست به اقدامات دیگری زده‌اند. حتی در سال ۱۳۹۹ معاون اول رئیس‌جمهوری در نامه‌ای با قید فوریت خواستار جا‌به‌جایی این روستا شد. دلیل این فوریت برای آن بود که هم مردم روستا در رفاه باشند و هم این سند حیاتی هویت‌ساز حفظ شود. اما عجیب است که پنج سال از ابلاغ این فوریت گذشته و این طرح به نتیجه نرسیده است. چرا؟ این سؤالی است که از مسئولان وزارتخانه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی پرسیدیم.

علیرضا ایزدی: در جریان نیستم

به سراغ مدیرکل ثبت و حفظ آثار کشور رفتیم و از او پرسیدیم در چند سال گذشته چه مکاتبات و اقداماتی برای پیگیری این جابه‌جایی انجام شده است تا مشکل مردم روستای چگاسفلا حل شود. «علیرضا ایزدی» می‌گوید: «من اصلاً در جریان مسائل آنجا نیستم و نمی‌دانم وقتی استاندار جدید آمده طرح جابه‌جایی روستا مطرح شده است یا نه؟» او در پاسخ به اینکه شما شرایط را در چگاسفلا چگونه می‌بینید، عنوان می‌کند: «ما در زمینه این محوطه تاریخی کوتاهی نمی‌کنیم، اما مظلومیت مردم را باید در نظر گرفت. باید دید که در سنوات گذشته چه کارهایی انجام شده است. مسئله این است که باید بنیاد مسکن بیایید پای کار.» او در پاسخ به این مسئله که شما چه اقداماتی برای پای کار آمدن بنیاد مسکن انجام دادید؟ و چه مکاتباتی را تا امروز با ارگان‌ها و نهادهای مربوطه انجام داده‌اید؟» می‌گوید: «من در جریان جزئیات این امور نیستم. بروید از آقای پورعلی سؤال کنید.»

مصطفی پورعلی: جابه‌جایی امری شدنی‌ است

همین سؤال را از «مصطفی پورعلی»، مدیرکل امور پایگاه‌های میراث ملی و جهانی، پرسیدیم. او می‌گوید: «محوطه چگاسفلا محوطه‌ای بسیار مهم و باارزش هم برای توسعه گردشگری منطقه است و هم می‌تواند حائز شرایط ثبت جهانی باشد. این اثر در فهرست موقت میراث جهانی نیز قرار دارد.» او ادامه می‌دهد: «متأسفانه همکاری خوبی در جهت رفع موانع ثبت جهانی این اثر از سوی مقامات محلی دیده نمی‌شود. توصیه من خدمت عزیزان در منطقه، توجه به چشم‌انداز ثبت جهانی این اثر است و نقشی که این امر می‌تواند برای توسعه پایدار منطقه ایفا کند. موضوع جابه‌جایی و اعطای اراضی معوض به ساکنین این محوطه امری شدنی است. پهنه‌ای برای اراضی معوض از سوی کارشناسان میراث پیشنهاد شده است، اما ظاهرا اختلاف‌نظرهایی راجع به مکان پیشنهادی است. وزارت آمادگی دارد هر محدوده‌ای که مقامات محلی پیشنهاد دارند را مورد پیگیری قرار دهد. نکته مهم این است که همه باید دست به دست هم بدهیم و کمک کنیم تا مشکلات این محوطه مهم با موقعیت خاص رفع شود.»

او تأکید می‌کند: «چگاسفلا فاصله نزدیکی به خلیج‌فارس دارد. به‌‌هرحال باید همه تلاش کنیم مشکلات ساکنین حل شود و از سویی این محوطه به جایگاه مهم خود در مقیاس جهانی برسد. منطقه بهبهان دارای محوطه‌های بسیار ارزشمند و ظرفیت‌های بسیار بالایی است. عزیزان در فرمانداری شهرستان و نماینده محترم مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی می‌توانند نقش بسیار مهمی در جهت رفع موانع بردارند که الحمدالله در این راستا گفت‌وگوها شروع شده است؛ باید تلاش کنیم دیدگاه‌ها نزدیک بشود.»

سؤال این است که چرا دیدگاه‌ها به‌هم نزدیک نمی‌شود؟ یکی از مسئولان مستقیم برای پیگیری این مسئله در سال‌های گذشته «محمدحسین ارسطوزاده»، مدیر میراث‌فرهنگی خوزستان، بود که در هنگام نوشتن این گزارش تودیع شد. جواب او این بود: «یک سال پیش نامه‌ای درخصوص جابه‌جایی روستا فرستاده شده بود، اما به نتیجه نرسید.» او در پاسخ به این سؤال که شما در یک سال گذشته چه اقداماتی انجام دادید تا پرونده دوباره به جریان بیفتد؟ پاسخ نمی‌دهد. در ادامه پرسیدیم: «چطور وقتی پیگیری نکردید، انتظار دارید یک طرحی به نتیجه برسد؟» باز هم به این سؤال پاسخی داده نمی‌شود. آیا قرار است که این مسئله را پیگیری کنید؟ او باز هم جوابی نمی‌دهد. این درحالی‌است که براساس آخرین شنیده‌ها صالحی امیری دستور جابه‌جایی روستایی روی محوطه بازگیر در مینودشت را صادر کرده است. بسیاری از کارشناسان امیدوارند این اتفاق برای چگاسفلا هم بیفتد. اما ارسطوزاده آن را ایدئالی می‌داند که معلوم نیست اجرایی شود. بنابراین، نباید برآوردن نیازهای روستای فعلی را متوقف کرد.

وقتی‌که ایده جابه‌جایی به احداث سیستم فاضلاب ختم شد

ارسطوزاده از مشکلاتی می‌گوید که در خوزستان روزانه با صدها محوطه و اثر تاریخی دست‌وپنجه نرم می‌کند: «به‌نظر من چگاسفلا موضوعات پیچیده‌ای دارد. در این روستا نیازمندی‌هایی وجود دارد مانند بسیاری از روستاهای دیگر و لازم است به آنها پاسخ داده شود.» مسئله اینجاست که او بیش از میراث‌فرهنگی نگران امور دیگری است و نظرش این است: «این مردم محلی نگهبانان واقعی آثار هستند. طبق آمار و مستندات همیشه از آثار حفاظت کردند. کمترین تعرض و حفاری غیرمجاز را ما در این محوطه داریم.» این درحالی‌است که حفاظت از آثار میراث فرهنگی وظیفه ذاتی میراث‌فرهنگی است. او ادامه می‌دهد: «من کارشناس ۲۵ساله میراث‌فرهنگی هستم. در تمام دنیا حتی سختگیرانه‌ترین ضوابط در میراث جهانی نقش‌آفرینی مردم محلی است تا در کنار یک اثر تاریخی احساس رضایتمندی کنند. من هیچ ابایی ندارم که این موضوعات را بگویم حتی اگر مخالف با نظر صاحبنظران باشد. من به‌عنوان کارشناس محلی اینها را می‌گویم. به‌نفع اثر است که نیازمندی‌های مردم محلی در حدی که روند حفاظت و تداوم حیات اثر شود، تأمین شود.»

دهیار روستای چگاسفلا: قرار بود اینجا پایگاه میراث فرهنگی شود، ساماندهی شود. وقتی باستان‌شناسان آمدند، گفتند اینجا بهشت روی زمین می‌شود. کدام‌یک از این اتفاق‌ها افتاده است؟

این درحالی‌است که دهیار روستای چگاسفلا می‌گوید: «قرار بود اینجا پایگاه میراث فرهنگی شود، ساماندهی شود. وقتی باستان‌شناسان آمدند، گفتند اینجا بهشت روی زمین می‌شود. کدام‌یک از این اتفاق‌ها افتاده است؟» همین سؤال را از ارسطوزاده پرسیدیم؟ چرا تاکنون ساختمان پایگاه پژوهشی و سایت موزه برای این محوطه راه‌اندازی نشده تا مردم امیدوار به آینده گردشگری این محوطه شوند؟ ارسطوزاده می‌گوید: «بله همین مردم در کاوش‌ها بسیار به باستان‌شناسان کمک کردند و میزبانان اصلی این پروژه بودند و حسن نیت داشتند.» اما نمی‌گوید که چرا تا امروز اداره میراث‌فرهنگی خوزستان به وظایف خود عمل نکرده است.

او در ادامه می‌گوید: «سال‌هاست که فاضلاب آنها درگیر است و در راستای بهداشت و البته با رعایت کامل قوانین حفاظت اثر بهتر است که این کار را انجام دهیم. در معابر هم برای جلوگیری از گل‌ولای، شرایط مناسب را ایجاد می‌کنیم؛ چراکه اینجا سیلاب‌های زیادی می‌بارد و تردد را دشوار می‌کند. در ضمن باعث فرسایش لایه هم می‌شود. ما همیشه در محوطه‌های تاریخی روی لایه‌ها را اینگونه می‌پوشانیم.» ارسطوزاده همچنین تأکید می‌کند «در شورای فنی و شورای راهبردی هم این موضوع مطرح شده است. همان‌طورکه قبلاً گازکشی هم کردیم.» او در پاسخ به این سؤال که ساخت‌وسازهای یک جامعه محلی قطعاً به این امور ختم نمی‌شود و مردم نیازهای بیشتری برای توسعه خواهند داشت، می‌گوید: «قطعاً ما اجازه ساخت‌وساز خلاف قوانین میراث‌فرهنگی نمی‌دهیم.» او بر این باور است: «من باید شرایط موجود را مدیریت کنم و عامل آسیب‌رسان جاری را متوقف کنم. همان‌طورکه سال‌هاست داریم برای جامعه محلی دوره‌های آموزشی می‌گذاریم.»

بررسی اظهارات ارسطوزاده نشان می‌دهد گفته‌های او در تعارض آشکار با ضوابط مصوب و ابلاغ‌شده عرصه و حریم چگاسفلاست. مقدم در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره این اظهارات می‌گوید: «آقای ارسطوزاده با این فرمایشاتشان نشان داده‌اند که از عرصه یک محوطه باستان‌شناسی درک درستی ندارند. صحبت ایشان مثل این است که ما بیاییم و در وسط عرصه تخت‌جمشید یکسری ساخت‌وساز‌هایی را برای راحتی جامعه محلی ایجاد کنیم و ادعا کنیم ضوابط یونسکو هم تأکید بر برهمکنش با جوامع محلی دارد. متأسفم که برخی از مدیران و کارشناسان درک درستی از چیزی که یونسکو در بیانه‌هایش می‌گوید، ندارند. برهمکنش با جوامع محلی به این معنی نیست که شما به میراث باستانی پرارزش خود به‌بهانه زندگی بهتر مردم خدشه وارد کنی. برهمکنش با جامعه محلی یعنی آقای مدیر، یک بار که شده همت کن و آستین بالا بزن و برای ایجاد زیرساخت گردشگری، پایگاه پژوهشی و طرح جابه‌جایی روستا نقش یک هماهنگ‌کننده فعال را بازی کن تا هم میراث بتواند برجا بماند و هم مردم روی عافیت را به خود ببینند. متأسفم که برخی از مدیران ما در برابر میراث فرهنگی این سرزمین تا این حد غیر مسئولانه عمل و رفتار می‌کنند».

ناتوانی مسئولان در جابه‌جایی ۲۰ خانوار!

شاید برای شما هم این سؤال ایجاد شده که چرا شرایط جابه‌جایی این روستا دشوار است؟ مگر قیمت و تعداد ساکنان این روستا چقدر است؟ مسئله اینجاست که در حال حاضر حتی مدیران میراث‌فرهنگی خوزستان که خود را مدیری محلی می‌نامند، پاسخ دقیقی برای این سؤالات ندارند و به‌نظر می‌رسد راحت‌ترین کار این است که صورت مسئله پاک شود. ارسطوزاده می‌گوید آنها نزدیک ۶۰ خانوار هستند و قدمت روستا را نزدیک صد سال می‌داند. در برخی گزارش‌ها آمده نزدیک ۱۲ تا ۱۶ خانوار در این روستا ساکن هستند. بررسی اسناد و عکس‌های ۵۰ سال گذشته اما نشان می‌دهد که اهالی این روستا پس از رفتن شرکت نفتی آمریکایی، که نخستین مخرب چگاسفلا محسوب می‌شود، از نواحی و روستاهای دور و نزدیک به اینجا آمدند و اندک اندک ساکن شدند. درواقع، مسئولان میراث‌فرهنگی باید در این زمینه روشنگری کنند. همین سؤال را از دهیار روستا پرسیدیم، اما او حاضر نمی‌شود آماری از خانوارهای این روستا بدهد: «بروید از مسئولان بپرسید.» پیش از مسئولان، ما از گوگل پرسیدیم: «براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت این روستا ۱۴۲ نفر یعنی ۳۶ خانوار بوده‌ است». تحقیقات میدانی ما با همکاری «مجتبی گهستونی»، فعال میراث‌فرهنگی، نشان می‌دهد امسال جمعیت این روستا براساس آمار خانه بهداشت زیدون، شامل ۲۰ خانوار می‌شود و اکثر بومی‌ها که اهل چگاسفلا هستند، در مناطق دیگر از جمله در اطراف سردشت زندگی می‌کنند. این تحقیقات همچنین گویای آن است که بهترین مکان بنا بر نظرسنجی برای جابه‌جایی اهالی این روستا در اطراف «سردشت» است.

آیا با وجود این شرایط باز هم به‌زعم مدیر سابق میراث خوزستان جابه‌جایی این روستا ایدئال است؟ درحالی‌که فقط گوشه‌ای ناچیز از هزینه‌هایی را که سالانه صرف مسائل سیاسی و چالش‌هایی ازاین‌دست برای خلیج‌فارس می‌شود، باید برای جابه‌جایی ۲۰ خانوار صرف کرد. آیا این مردم حق ندارند جای بهتری در سردشت برای خود داشته باشند؟ دهیار روستا به ما می‌گوید: «من شرمنده مردم روستا هستم؛ برای اینکه همه روستاهای زیدون پیشرفت داشتند، اما من نتوانستم کاری برایشان انجام دهم». او در پاسخ به این سؤال که «به‌هرحال شما این‌بار فاضلاب بکشید یا معابر را درست کنید، همواره درگیر ساخت‌وساز و گسترش ویلاها و نیازهای مردم روستا هستید. پس بهتر نیست که جابه‌جا شوید؟» می‌گوید: «اگر شرایط زندگی ما سخت شود، در آن‌صورت ما دیگر اجازه کاوش نمی‌دهیم و حتی اگر پایگاهی اینجا ساخته شود، خرابش می‌کنیم؛ چون ما میزبانان خوبی بودیم، اما آنها به تعهدات خود عمل نکردند». بیشتر انتقادات او معطوف به گروه باستان‌شناسان است درحالی‌که اگر تعهدات به جابه‌جایی، برای گسترش گردشگری انجام می‌شد، شاید دهیار این اندازه ناراحت و خشمگین نبود. به‌نظر می‌رسد وقتی دومینوی بی‌مسئولیتی شکل بگیرد تا ناکجا ادامه پیدا می‌کند و حتی دهیار روستا هم یکی از مهمترین وظایف خود را نادیده می‌گیرد؛ چراکه براساس ماده ۶۹ (اصلاحی ۱۳۸۲/۰۷/۰۶) قانون انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا، دهیار موظف است: «با مسئولان ذی‌ربط در جهت حفظ، نگهداری و بهره‌برداری منابع طبیعی و میراث‌ فرهنگی واقع در روستا همکاری کند.»

اراده نظام به چالش کشیده می‌شود؟

از سوی دیگر اعتراض دهیار درحالی‌است که مقدم سال‌هاست طرح نجات محوطه چگاسفلا و ایجاد مجموعه گردشگری مبتنی‌بر توسعه پایدار را ارائه کرده که مهمترین بخش آن به توسعه گردشگری دریایی می‌پردازد. بهشتی هم که در جریان پروژه دشت زهره بوده است، این موضوع را تأیید می‌کند: «من اخیراً گزارش‌های آقای مقدم در مورد چگاسفلا را دیده‌ام و خیلی خوشحال شدم. گزارش‌های او جزو معدود گزارش‌های باستان‌شناسی است که به‌صورت کتاب منتشر شده. بنابراین، اهمیت این مسئله باید ادراک شود و ما را برای حفظ این محوطه تحریک کند. ما برای خیلی کارهای دیگر هزینه می‌کنیم که اهمیت آن بسیار کمتر است.» با اجرای این طرح که با محوریت چگاسفلا است، اهمیت مسیر‌های گردشگری دریا به کوه (خلیج‌فارس به کوه‌های خوئیز در شمال بهبهان) و مسیر مهم گردشگری آپادانای تخت‌جمشید به آپادانای شوش برای همه آشکار می‌شود.

چگونه می‌توانیم مهمترین اسناد خلیج‌فارس را قربانی فاضلاب کنیم؟ درحالی‌که کارشناسان اقتصادی در بوق و کرنا کرده‌اند که توسعه دریامحور می‌تواند به داد ایجاد تحول اقتصادی برسد، آیا این به‌نوعی به چالش کشیدن اراده نظام نیست؟

حال سؤال اینجاست که وقتی صالحی امیری صریحا عنوان می‌کند: «اراده نظام حمایت از گردشگری دریامحور است» و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، تأکید به اهمیت توسعه شهرها و حتی قرار گرفتن پایتخت در کنار سواحل می‌کنند. چطور ممکن است پتانسیل‌های میراث‌ فرهنگی و گردشگری این‌چنین نادیده گرفته شود؟ این طرح همچنان خاک بخورد. آن‌هم به این دلیل که اراده و خواستی برای جابه‌جایی یک روستای کوچک وجود ندارد و حکمی برای پیگیری این اقدام داده نمی‌شود. به‌نظر می‌رسد به‌راستی عده‌ای خود را به نفهمیدن زده‌اند؛ چراکه در شرایطی که یکی از مهمترین تهدیدات ترامپ تغییر نام خلیج فارس است، چگونه ما می‌توانیم مهمترین اسناد خلیج‌فارس را قربانی فاضلاب کنیم؟ درحالی‌که کارشناسان اقتصادی در بوق و کرنا کرده‌اند که توسعه دریامحور می‌تواند به داد ایجاد تحول اقتصادی برسد، آیا این به‌نوعی به چالش کشیدن اراده نظام نیست؟

تصاویر هوایی از روستایی که روی بخشی از تپه باستانی چگاسفلا ساخته شده و سالهاست برای جابه‌جایی آن تعلل می‌شود. جابه‌جایی این روستا فرصت کاوش‌های جدید باستان شناسی را فراهم می‌کند

تصاویر هوایی از روستایی که روی بخشی از تپه باستانی چگاسفلا ساخته شده و سالهاست برای جابه‌جایی آن تعلل می‌شود. جابه‌جایی این روستا فرصت کاوش‌های جدید باستان شناسی را فراهم میکند

منبع:پیام ما

فاطمه علی‌اصغر

خبرنگار میراث فرهنگی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

عیلام یا ایلام؟

عیلام یا ایلام؟

تمدن عیلام/ ایلام بیش از پنج هزار سال پیش در ایران حکمرانی می‌کرد و بسیار بر اقوام همسایه و تمدن‌های پس از خود، به‌ویژه هخامنشی‌ها و مشخصا در دوره کوروش بزرگ و داریوش اول تأثیر داشت. پژوهشگران و باستان‌شناسان نیز تا کنون به بقایای فرهنگی و تاریخی قابل توجهی از این دوره تاریخی دست یافته‌اند. با این وجود، اختلاف‌نظرهایی درباره معنا، ریشه و شکل نگارش نام عیلام/ ایلام وجود دارد.

درباره این اختلاف‌نظر مقاله‌ها و یادداشت‌های بسیاری نوشته شده است. رضا مرادی غیاث‌آبادی، پژوهشگر و نویسندهٔ کتاب‌هایی در زمینهٔ باستان‌شناسی، اخترباستان‌شناسی و گاه‌شماری در این‌باره گفته است: «در سال‌های اخیر دیده می‌شود که برخی از پژوهشگران و نویسندگان، نام کشور و تمدن «عیلام» را به صورت «ایلام» می‌نویسند. اما هر قدر کوشش می‌کنم، نمی‌توانم خود را متقاعد کنم که املای سنتی و شناخته‌شدهٔ یک نام را به نفع املا پیشنهادی و تازه‌ای کنار بگذارم که دلایل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد. پیشنهاددهندگان بر این باورند که چون در زبان فارسی حرف و آوای «ع» نداریم، پس می‌باید «عیلام» را به شکل «ایلام» نوشت.

مهرداد ملک‌زاده، باستان‌شناس نیز در مقاله‌ای که در شماره ۲۷ نشریه چامه در دی و بهمن‌ماه ۱۴۰۱ منتشر شده، درباره نگارش صحیح عیلام/ ایلام به بخشی از گفت‌وگوهای چند سال پیش درباره عیلام/ ایلام با دکتر عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی عیلامی و اکدی پرداخته و در شرح نگارش درست آن نوشته است:

«آقای دکتر عبدالمجید ارفعی دربارۀ نگارش صحیح واژۀ ایلام می‌گویند:

«ایلام» را نباید با «ع» نوشت، بلکه باید با «الف» نوشت، زیرا در زبان ایلامی «ع» نداریم. در بین‌النهرین تلفظ حرف «ع» که از گلو خارج می‌شود از حدود ۲۲۰۰ قبل از میلاد ازبین می‌رود و تبدیل به یکی از الف‌ها می‌شود. وقتی یهودی‌ها از سرزمین خودشان به بین‌النهرین کوچ داده می‌شوند این‌ها با فرهنگ بابل و بین‌النهرین و ایلام آشنا می‌شوند و می‌آیند ایلام را با حرف «ع» می‌نویسند و این ایلام که با «ع» نوشتند باعث برداشت‌های نادرستی در تاریخ زبان‌شناسی شده است. مثلاً در سال ۱۹۳۱ میلادی یک استاد یهودی و آمریکایی مقاله‌ای دربارۀ کلمه ایلام که برگرفته از فعلی مشابه عربی «اعلی یعلو» ـ که یک صورت اسمی ناشناخته است ـ چاپ می‌کند، اما در شمارۀ بعد همین مجله، استاد دیگری به او جواب می‌دهد که برداشت شما اشتباه است و نمی‌تواند هم‌ریشۀ کلمه «اعلی یعلو» باشد.

در بین مردم دنیا قانونی وجود دارد که هیچ قومی در دنیا نیست که اسم قوم خودش را از صورت ناشناخته‌ای از زبان بیگانه بگیرد. در واقع هر قومی نام خودش را از زبان خودش نامگذاری می‌کند. من که در ایران هستم، فرض کنید کُرد باشم پس نمی‌آیم یک کلمه انگلیسی را بردارم بر قوم خودم اطلاق کنم. حتی کشورهایی که مستعمره شدند. فرض کنید در تاجیکستان امروزی یا سرزمین قفقاز که زمانی جزو ایران بزرگ بودند مردمشان نمی‌آیند اسم قوم خودشان را از یک کلمه روسی بگذارند، امکان ندارد. چطور ممکن است قومی که در گذر تاریخ نزدیک ۳۰۰۰ سال دوام داشته است، اسم قوم خودش را از یک واژۀ ناشناخته زبان دیگری برخودش بگذارد، بنابراین وقتی می‌نویسیم عیلام، توهینی به ایلامی‌ها می‌کنیم که آمدند اسم خودشان را از واژه‌های زبان دیگر انتخاب کردند.»

نظر استاد ارفعی بر دو رکن به شرح زیر استوار است:

الف) «در زبان ایلامی «ع» نداریم. در بین النهرین تلفظ حرف «ع» که از گلو خارج می‌شود از حدود ۲۲۰۰ قبل از میلاد ازبین می‌رود و تبدیل به یکی از الف‌ها می‌شود. وقتی یهودی‌ها از سرزمین خودشان به بین‌النهرین کوچ داده می‌شوند این‌ها با فرهنگ بابل و بین‌النهرین و ایلام آشنا می‌شوند و می‌آیند ایلام را با حرف «ع» می‌نویسند و این ایلام که با «ع» نوشتند باعث برداشت‌های نادرستی در تاریخ زبان‌شناسی شده است. مثلا در سال ۱۹۳۱ یک استاد یهودی و آمریکایی مقاله‌ای درباره کلمه ایلام که برگرفته از فعلی مشابه عربی «اعلی یعلو» ـ که یک صورت اسمی ناشناخته است ـ چاپ می‌کند، اما در شماره بعد همین مجله، استاد دیگری به او جواب می‌دهد که برداشت شما اشتباه است و نمی‌تواند هم ریشه کلمه اعلی یعلو باشد».

ب) «در بین مردم دنیا قانونی وجود دارد که هیچ قومی در دنیا نیست که اسم قوم خودش را از صورت ناشناخته‌ای از زبان بیگانه بگیرد. در واقع هر قومی نام خودش را از زبان خودش نام‌گذاری می‌کند. من که در ایران هستم، فرض کنید کُرد باشم پس نمی‌آیم یک کلمه انگلیسی را بردارم بر قوم خودم اطلاق کنم. حتی کشورهایی که مستعمره شدند. فرض کنید در تاجیکستان امروزی یا سرزمین قفقاز که زمانی جزو ایران بزرگ بودند مردمشان نمی‌آیند اسم قوم خودشان را از یک کلمه روسی بگذارند، امکان ندارد. چطور ممکن است قومی که در گذر تاریخ نزدیک ۳۰۰۰ سال دوام داشته است، اسم قوم خودش را از یک واژه ناشناخته زبان دیگری برخودش بگذارد، بنابراین وقتی می‌نویسیم عیلام، توهینی به ایلامی‌ها می‌کنیم که آمدند اسم خودشان را از واژه‌های زبان دیگر انتخاب کردند»

اجازه می‌خواهم اول به «ب» پاسخ گویم، تا پسان‌تر به «الف» برسیم...

ببینیم آیا استاد ارفعی در این باره درست فرموده‌اند که: «در بین مردم دنیا قانونی وجود دارد که هیچ قومی در دنیا نیست که اسم قوم خودش را از صورت ناشناخته‌ای از زبان بیگانه بگیرد» (؟)، قانونی البته وجود ندارد اما تاریخ و هم عرف بین‌الملل مواردی بسیاری از نقض این «منطق» را نشان می‌دهد بدین ترتیب لابد دربارۀ نام بین‌المللی کشور دویچلند (Deutschland) که نزد تمام دیگر مردم دنیا ژرمنی (Germany) است و ما ایرانی‌ها هم آن را سنتاً آلمان می‌گوییم منطقی دیگر حکم‌فرما باشد؟ که نیست! این چیزها منطق‌بردار و قانونمند نیست بلکه تابع شرایط بسیار پیچیدۀ تاریخی و فرهنگی است؛ آلمان از آن جهت نزد ما آلمان است و دویچلند و یا ژرمنی نیست که ما از طریق زبان فرانسه با آن کشور آشنا شدیم و فرانسویان هم چون از میان آلمانی‌ها نخست آلمان‌ها را شناخته بودند سرزمین همۀ «آلمانی‌ها» را آلمان نامیدند. انگلیسی‌ها به گونه‌ای دیگر و نام ژرمنی پدید آمد؛ الان در خود آلمان هم زمانی که کالایی تولید می‌کنند بی‌آنکه احساس توهین و یا تحقیر کنند می‌نویسند Made in Germany و در سازمان ملل متحد هم تابلوی جلوی گروه نمایندگان آلمان نوشته شده Germany؛ کشور لهستان نزد ما ایرانیان (و ترکان عثمانی) لهستان نام دارد و هیچ لهستانی از این موضوع احساس توهین و تحقیر نمی‌کند و بر سر در سفارتحانۀ لهستان هم همین را نوشته‌اند، درحالی لهستان در زبان لهستانی پولسکا (Polska) و در عرف بین‌الملل پولند (Poland) است، چرا ما لهستان می‌گوییم و نه پولسکا یا پولند، چون نام لهستان را از لهستانی‌ها نیاموخته‌ایم از عثمانی گرفته‌ایم؛ چرا به مجارستان، مجارستان می‌گوییم و نه به مجاری (Magyarország) و نه به عرف بین‌المللی (Hungary) چون این نام رو هم از ترکان عثمانی به وام ستانده‌ایم؛ در عرف بین‌الملل و در سنت زبانی جهان غرب آن قلمرو بزرگ تاریخی و فرهنگی در مشرق ایران، هند نام دارد، در متون بین‌المللی و متأثر از انگلیسی: ایندیا (India) در آلمانی: Indien در فرانسه Inde در حالی که نام «هند» ی و رسمی هند، بهارات گانراجیا (Bharat Ganrajya) است، بر سر در همۀ سفارتخانه‌های «کشور جمهوری هندوستان» در سراسر جهان نام «هند» وجود دارد و این ابداً موجب تحقیر و تخفیف و یا توهین هندیان و هندوستان نیست! چرا هند که همیشه بهارات نام داشته، نزد همۀ دیگر ملل دنیا «بهارات» نیست و هند است؟ چون غربیان امروزی نام هند را از نه از هندیان، بلکه از یونانیان گرفته‌اند، و یونانیان باستان هم چون از طریق ایران و زبان‌های ایرانی با هند آشنایی پیدا کرده بودند، هند را به نام ایرانی آن شناختند و ایندیا (Ινδία) نامیدندش؛ همۀ این شکل‌ها البته هیچ ربطی به بهارات ندارند، بلکه هند نام خویش را از همسایۀ فرهنگ‌مندش (ایران) گرفته؛ همسایه‌ای که دیرزمانی می‌توانست بر سنت زبانی جهانی تأثیر بگذارد و این، هم نقض منطق استاد ارفعی است (یعنی ملت بزرگ هند نام معروف و مشهور خود را از ایرانیان گرفته‌اند) و هم ابداً برای هندیان موجب تحقیر و توهین نیست.

بدین‌سان زمانی که می‌دانیم عیلامیان هرگز خود را عیلامی نمی‌نامیدند بلکه به سرزمین خود «هل تمتی» می‌گفتند باید دریابیم که اینجا هم روندی مشابه وجود دارد. ما در زبان فارسی نام عیلام را از عیلامیان نشنیده و نیاموخته و نگرفته‌ایم. ما نام عیلام را به واسطۀ زبان عبری و از راه ترجمه‌های کهنه و نوی عربی و فارسی تورات به وام ستانده‌ایم و در اصل عبری که ما از آن وام گرفته‌ایم این نام «عیلام» است و در ترجمه‌های عربی و فارسی هم «عیلام» است؛ راه رسیدن نام عیلام به زبان فارسی نو راهی عیلامی (با «ع») است و نه راه عیلامی (هل تمتی یایی!).

در پاسخ به الف) و در مورد نکته نخست استاد ارفعی حتماً و حتماً درست می‌فرمایند که: «در زبان ایلامی [آوای] «ع» نداریم» (توجه بفرمایید: آوای «ع» چون خود «ع» / عین که یکی از حروف الفبای عربی است و قطعاً در «زبان» ایلامی/ عیلامی حرف عین عربی وجود نداشته است! چنین دقت‌هایی مد نظر باید باشد که در نظر استاد ارفعی مفقود و مغفول و ناموجود است!) اما باید توجه کرد که اساساً اینکه آیا در زبان عیلامی آوای «ع» داریم یا نداریم ربطی به سنت و تاریخچۀ راه پیدا کردن شکل نگارشی «عیلام» به زبان و خط فارسی ندارد، برای ورود «عیلام» همچون نام آن تمدن و فرهنگ نیمۀ غربی و جنوب غربی فلات ایران به گنجینۀ واژگان و رسم‌الخط فارسی نو (فارسی کنونی ما)، ایرانیان و فارسی‌زبانان نرفتند و نام آن تمدن و فرهنگ را از همان مردم نشنیدند و نیاموختند و به وام نگرفتند، شکل نگارشی و نام «عیلام» از راهی دیگر وارد زبان فارسی نو شده است، راهی تاریخی و فرهنگی و نه راهی زبان‌شناختی، پیچیدگی‌های زبان‌شناختی وجود و یا عدم وجود «ع» در زبان عیلامی هر چه می‌خواهد باشد، باشد، ما نام عیلام را از عیلامیان به وام نگرفته‌ایم، ما نام «عیلام» را از روی شکل موجود در رسم‌الخط عربی ترجمه‌های فارسی و عربی تورات و از اصل عبری (که «ع» داشته و دارد) رونویسی کرده‌ایم، اصل توراتی «عیلام» هم خود برگرفته از شکل رایج در زبان اکدی بوده است، درست مانند مورد هند که ایرانیان (و سپس یونانیان) موجب نامزد شدن بهارات/ هندوستان به «هند» شدند، در اینجا هم اکدیان (و سپس عبرانیان) موجب نامزد شدن هل تمتی/ عیلام به «عیلام» شدند و همان‌گونه که هندیان از این بابت توهین و تحقیر و تحفیفی احساس نمی‌کنند، چون که نامی سنتی و فرهنگی ایرانی دارند عیلامیان هم (اگر امروز بودند) توهین و تحقیر و تحفیفی احساس نمی‌کردند که نامی سنتی و فرهنگی اکدی بر آنهاست.»

منبع : ایسنا

https://cdn.alibaba.ir/ostorage/alibaba-mag/wp-content/uploads/2020/02/chogha-zanbil-main.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

برگزاری مجمع  هیات مدیره  جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان

برگزاری مجمع هیات مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان/تقدیر از سوسن جهرمی ریاست پیشین انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان

.همزمان با برگزاری مجمع هیات مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان ،از تلاش های بیست ساله سوسن جهرمی در پیشبرد اهداف انجمن صنفی راهنمایان و گردشگری استان خوزستان تقدیر شد.
اولین مجمع عمومی هیات مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان با حضور هیات مدیره و اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان در خانه سازمان های مردم نهاد استان برگزار شد.
در این جلسه پس از ارایه گزارش فعالیت های انجمن توسط اعضای هیات مدیره از خانم سوسن جهرمی ریاست پیشین انجمن به پاس تلاش های بیست ساله ایشان در پیشبرد اهداف انجمن و گردشگری استان خوزستان با حضور ناصر محمودی رییس انجمن تقدیر شد.
خانم جهرمی در سخنانی با اشاره به فعالیت های انجمن در برگزاری برنامه های مختلف همچون گردهمایی راهنمایان گردشگری کشور در استان خوزستان در سال ۱۳۹۰ و فعالیت های مختلف گردشگری، همدلی و وفاق را راه پیشرفت راهنمایان گردشگری استان دانست و تاکید کرد: پشتیبانی و حمایت راهنمایان استان از یکدیگر باعث شد که با وجود مشکلات فراوان بتوانیم در پیشبرد اهداف انجمن به دستاوردهای خوبی در گردشگری خوزستان، کشور و بین الملل نائل آییم
در ادامه این مراسم از ژاله کاظم زاده به پاس تلاش های ایشان درچهار دوره هیات مدیره و پیگیری امور بیمه راهنمایان و همچنین از علی حبیب نژاد، عذرا نژاد فتحی، مهدی نوروزی و اعظم موسوی اعضای هیات مدیره پیشین تقدیر شد
انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان خوزستان از سال ۱۳۹۰ به عنوان پنجمین انجنن صنفی راهنمایان در کشور کار خود را آغاز کرد و هیات مدیره جدید از اول دی ماه ۱۴۰۳ برای دوره ای سه ساله شروع به کار کرده است

تصویر نویسنده خوزتوریسم

مسجد رنگونی‌های آبادان یکی از متفاوت ترین مساجد ایران

مسجد رنگونی‌های آبادانی یکی از متفاوت ترین مساجد ایران

طی هفتاد سال سیطره خارجی ها بر صنعت نفت ایران، شرکت نفت در کنار توسعه بی وقفه صنعتی و پیگیری منافع درازمدت خود در ایران، گوشه چشمی نیز به توسعه شهری و عمران و آبادانی مناطق پیرامونی داشت که ساخت منازل مسکونی، ورزشگاه، باشگاه، فروشگاه های بزرگ کارگری و کارمندی، جاده و خط آهن و ایجاد گاراژ و پایانه حمل و نقل از آن جمله است.

اگرچه بخش عمده ای از این امکانات در راستای برنامه های اقتصادی و فرهنگی کمپانی نفت و نیازهای تفریحی و رفاهی خارجی ها ایجاد شده و مقتضیات فرهنگی مردم بومی در آنها لحاظ نشده بود، اما به جرات می توان گفت لطیف ترین بخش خدمات عام المنفعه نفت که ریشه در عمق نیاز روحی کارکنان داشته و کمتر مصالح سیاسی و ترفندهای فرهنگی استعمارگران در آن دخیل بوده، ساخت مسجد بوده است. مسجد نمره یک، مسجد نفت سفید، و بسیاری از مساجد موجود در شهرهای نفتخیز اگرچه با همت کارکنان و محوریت برخی مومنین ساخته شده، اما شرکت از نظر پرداخت هزینه و اختصاص امکانات و مصالح ساختمانی با آن همكاري كرده است.

به نظر می رسد قدیمی ترین مسجد ساخته شده در حوزه مناطق نفت خیز مسجد رنگونی های آبادان است که از حیث معماری، استحکام بنا و تزیینات و نمای هنرمندانه اش، از جاذبه کم نظیری برخوردار است. گفته می شود این مسجد حدود سال ۱۳۰۰ در جنوب غربی پالایشگاه آبادان و در کرانه اروند به دست کارگران و معماران مسلمان برمه ای تبار ساخته شده است.

کارگرانی که در این پالایشگاه نفت کار می کردند، این مسجد را با هزینه شخصی خودشان ساختند و اعتقاد داشتند با این کار نماز خواندن و عبادت کردن در این محل برای شان حلال خواهد بود و حتی صواب هم خواهد داشت. تعمیر و نگهداری این مسجد بر عهده شرکت نفت بود. از آن جایی که این مسجد یکی از زیباترین مسجدهای جنوب بود، به راحتی به یکی از محبوب ترین مساجد تبدیل شد.

نمای خارجی بنا تحت تاثیر معماری شبه قاره هند بوده و بی شباهت به معابد هندوان و بوداییان نیست. در فضای داخلی نیز گچ بری ها و نقوش برجسته و سرستون ها در ادامه نمای بیرونی است، اما از حیث کاربری فضا، ایجاد محراب، استفاده از ستون های متعدد، شباهت ها به بناهای شبه قاره و حتی سایر مساجد مسلمانان رنگ می بازد. نقاشی و گل و بته کاری دور محراب که جایگزین کاشی در مساجد ایرانی شده، یک وجه تمایز دیگر است که گفته می شود نمادی از بهشت برین است.

"در آرایه های این مسجد از طرح های گچبری برجسته به صورت روکش سیمانی استفاده شده و یکی از ویژگی های بارز مسجد، محرابی است که به شیوه خاصی ایجاد شده است. محراب در میان انبوهی از اشکال هندسی و نقوش اسلیمی تزیین شده، رنگ های گوناگون و طرح های نقش بسته بر دیوارهای محراب نمادی از بهشت برین است."

افرادی که این مسجد را بنا کردند سنی بودند اما با این حال در برخی قسمت های این مسجد مکان هایی برای قرار دادن مهر و تسبیح تعبیه شده است تا شیعیانی که در آبادان حضور دارند هم بتوانند در این مسجد نماز بخوانند و عبادت کنند. درون این مسجد شیعه و سنی در کنار هم نماز می خواندند و عبادت می کردند و همین باعث شد تا مسجد رنگونی ها در آبادان به عنوان نمادی از دوستی بین مذاهب گوناگون شناخته شود.

این مسجد، فروردین سال ۱۳۷۸ از سوی سازمان میراث فرهنگی با شماره ۲۲۸۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و ۲۳دی ۱۳۸۸ به عنوان موزه اسناد تاریخی و خطی بازگشایی شد.

عکاس: محمدحسین عبدالهی نسب/شبستان

منبع:گزارش مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت؛

مسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌های آبادانمسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌هامسجد رنگونی‌ها

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بهبهان خاستگاه گل نرگس ایران به روایت تصویر

بهبهان خاستگاه گل نرگس ایران به روایت تصویر

برداشت گل نرگس به شهر بهبهان زینت و بوی خاص دیگری را ارمغان می‌دهد.

شهرستان بهبهان با داشتن قدیمی‌ترین نرگس‌زار ایران که توسط وزارت میراث ثبت شده است و در شروع فصل برداشت گل نرگس از اوایل دی‌ماه آغاز و تا آخر اسفندماه ادامه دارد که به شهر بهبهان زینت و بوی خاص دیگری را ارمغان می‌دهد.

نرگس‌زار بهبهان هم‌اکنون نیز از جمله مناطق مهم و باسابقه رویش و پرورش گل نرگس بوده و از نرگس‌زارهای طبیعی و معروف ایران محسوب می‌شود.بهبهان پر از نرگس‌هایی است که در گرمای ملایم پاییز و زمستان این منطقه آماده برداشت می‌شوند.

انبوه گل نرگس در بهبهان به قدری زیاد بوده که رنگ یکپارچه و طلایی گل نرگس از دور نمایان بوده و بوی عطرآگین آنها به مشام هر رهگذری می‌رسد.

گل دهی نرگس همه ساله از نیمه دوم سال آغاز و تا پایان بهمن و گاهی نیز نیمه اول اسفند در بهبهان ادامه دارد. در نرگس زارهای بهبهان چهار نوع گل نرگس شناسایی شده که نرگس «شهلا» وسعت بیشتری را در این مناطق به خود اختصاص داده است.

گردشگران تور طبیعت گردی، به هنگام قدم زدن در میان این دشت پُر گل، می‌توانند از عطر خوش گل‌ها سرمست شوند و لحظاتی فراموش‌نشدنی را در کنار همراهان خود به خوشی سپری کنند. جدا از لذت بردن از عطرِخوش گل نرگس بهبهان، می‌توانید به گرفتن عکس‌های زیبا از مناظر این دشت مشغول شوید که به وقت صبح و تابیدن نور آفتاب به نرگس زارها، جلوه خاصی به گل‌ها می‌دهد.

مراسم آئین اهداء هشت هزارشاخه گل نرگس بهبهان به حرم مطهر رضوی به‌عنوان یک میراث ناملموس (معنوی) از سوی وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به صورت رسمی ثبت‌ملی شده است

عکس : تسنیم

برداشت گل نرگس به شهر بهبهان زینت و بوی خاص دیگری را ارمغان می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بهبهان، شهرستان بهبهان با داشتن قدیمی‌ترین نرگس‌زار ایران که توسط وزارت میراث ثبت شده است و در شروع فصل برداشت گل نرگس از اوایل دی‌ماه آغاز و تا آخر اسفندماه ادامه دارد که به شهر بهبهان زینت و بوی خاص دیگری را ارمغان می‌دهد.

در ادامه تصاویری از شروع فصل گل نرگس در بهبهان مشاهده می‌کنید.

عکس: تسنیم

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نمایشگاه گردشگری و صنایع وابسته ۱۴۰۳  با شعار "گردشگری و صلح؛ اقوام ایرانی و وفاق ملی

نمایشگاه گردشگری و صنایع وابسته ۱۴۰۳ با شعار "گردشگری و صلح؛ اقوام ایرانی و وفاق ملی

در نمایشگاه گردشگری امسال غرفه‌های دولتی جای خود را به بخش خصوصی دادند

✨ "مصطفی فاطمی" مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی؛
نمایشگاه امسال با شعار "گردشگری و صلح؛ اقوام ایرانی و وفاق ملی" از تاریخ ۲۳ تا ۲۶ بهمن‌ماه در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برگزار خواهد شد.

غرفه‌های بخش دولتی جای خود را به غرفه‌های بخش خصوصی داده‌اند و تمامی ۲۰ سالن نمایشگاه به حوزه گردشگری اختصاص یافته است. صنایع‌دستی تنها به‌عنوان نمادی از فرهنگ و هویت استان‌ها حضور خواهند داشت.

برنامه‌های ویژه‌ای از جمله اختصاص سه سالن به گردشگری خوراک، یک سالن مستقل به گردشگری سلامت و ارائه بسته‌های سرمایه‌گذاری گردشگری توسط دفاتر خدمات مسافرتی استان‌ها در نمایشگاه پیش‌بینی شده است.

کارگاه‌های تخصصی آموزشی، رویدادهای آموزشی و حضور دانشگاه‌ها از دیگر بخش‌های مهم این رویداد خواهند بود.

تعدادی از مقامات بین‌المللی و خبرنگاران خارجی برای حضور در این نمایشگاه دعوت شده‌اند و پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای برای آن پیش‌بینی شده است.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

تاریخچه اكتشاف نفت در ایران

تاریخچه اكتشاف نفت در ایران

یادداشت پیش‌رو به بازخوانی تاریخچه اکتشاف نفت در ایران به قلم یونس صادقی کارشناس مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت می‌پردازد.


اولین نشانه‌های اکتشاف نفت به گذشته‌های باستانی ایران بازمی‌گردد. از زمان سومریان در شوش، قیر مورداستفاده به نحوی بوده که قیر را به‌جای ملات بین سنگ‌ها و آجرها در عمارات استفاده می‌کردند و جواهرات را به‌وسیله قیر نصب می‌کردند. در دوره هخامنشیان نیز نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استعمال می‌شده است. برای نخستین‌بار در ۱۸۵۵ میلادی زمین‌شناس انگلیسی، «لوفتُس» به‌عنوان نخستین کاوشگر محوطه تاریخی شوش به وجود نفت در مناطق جنوب غربی ایران پی برد.

در ۱۸۷۲ میلادی شخصی به نام «رویتر» امتیازاتی از ناصرالدین‌شاه قاجار ازجمله، امتیاز «بهره‌برداری انحصاری از معادن ایران» را گرفت. در ۱۸۸۴ میلادی یک شرکت انگلیسی بنام شرکت «هوتز»، امتیاز نفت دالکی نزدیک بوشهر را از دولت ایران گرفته اما به نتیجه نرسید. پس سازمانی به نام «بانک تعاونی معادن ایران»، امتیاز شرکت «هوتز» را خرید و زمین‌شناسان شرکت در سمنان و دالکی و در جزیره قشم به کاوش پرداختند که نتیجه‌ای در برنداشت. در ۱۸۹۱ میلادی، یک هیئت فرانسوی به سرپرستی «ژاک‌دومورگان» به ایران اعزام و بنا به پیشنهاد حاکم کرمانشاه به «چیا سرخ» واقع در ۹۰ مایلی غرب کرمانشاه فرستاده شدند. گزارش این هیئت در فوریه ۱۸۹۲ میلادی در مجله «معادن» فرانسه انتشار یافت. در این مقاله نشان داده شد که در نواحی اطراف قصر شیرین نفت وجود دارد (یعقوبی نژاد، 1373: 36) در ۱۹۰۰ میلادی «ادوارد کوت» از کارمندان رویتر گزارش دو مورگان را مطالعه و با «آنتوان‌ کتابچی» متصدی اداره گمرک ایران در فرانسه گفتگو کرد. پس کتابچی کوشید سرمایه‌داران فرانسوی و ارمنی را به موضوع نفت ایران علاقه‌مند سازد که شکست خورد. سپس او با «دراموندولف» وزیر پیشین مختار بریتانیا در تهران به گفتگو نشست.

دراموندولف از کتابچی خواست تا نماینده‌ای به بریتانیا اعزام کند. کتابچی، فردی به نام «کوت» را به لندن فرستاد تا با نماینده «ویلیام ناکس دارسی» صحبت کند. دارسی پیشنهادهای کوت را پذیرفت و دو زمین‌شناس به نام‌های «برلز» و «دالتون» را به مناطق ایران از جمله «چیا سرخ» و منطقه نزدیک شوشتر فرستاد. گزارش زمین‌شناسی مساعد بود. پس دارسی در ۱۹۰۱ نماینده خود یعنی «ماریوت» را همراه با کتابچی و کوت به تهران فرستاد تا مسئله را با امین‌السلطان اتابک اعظم در میان بگذارند. در جلسه‌ای که برگزار شد سهم کتابچی خان ۷ درصد، ماریوت ۵ درصد و کوت ۳ درصد تعیین گردید. پس قرارداد دارسی در کاخ صاحبقرانیه توسط مظفرالدین شاه قاجار امضا و امتیازنامه دارای صحه شاه و امضاء و مهر اتابک و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله و نظام‌الدین غفاری مهندس الممالک شد. ایران از قرارداد دارسی ۲۰ هزار پوند به صورت نقد و ۲۰ هزار پوند نیز به صورت سهام گردید. به‌علاوه مقرر شد ۱۶ درصد از سود به‌دست‌آمده شرکت مزبور یا هر شرکت دیگری که مربوط به امتیاز می‌شود، متعلق به ایران باشد.

اولین گروه اکتشافی به سرپرستی مهندس «اداره خدمات عامه» هندوستان یعنی «جی. بی. رینولدز» به چیا سرخ اعزام گردید. باوجوداینکه حفاری در سرزمینی به مساحت حدود ۲۵۹ هزار هکتار تا نوامبر ۱۹۰۴ ادامه یافت و دو چاه به تولید رسید، اما مقدار ناکافی تولید و مشکل مسافت حمل نفت تا ساحل خلیج‌فارس ادامه پروژه را متوقف کرد؛ لذا دارسی تصمیم گرفت که چیا سرخ را رها کرده و در جنوب کاوش کند. طبق ماده شانزده امتیازنامه دارسی، شرکتی در ۱۹۰۳ با سرمایه ششصد هزار لیره تشکیل داد که نام آنرا «شرکت بهره‌برداری اولیه» گذاشت و سهام بیست هزار لیره را هم به دولت ایران پرداخت. از طرفی «سرجان فیشر»، فرمانده نیروی دریایی بریتانیا پیگیر تغییر سوخت نیروی دریایی از ذغال سنگ به نفت بود به همین منظور با کمک «ای.جی.پرتی‌من» وزیر نیروی دریایی سعی کردند امتیاز دارسی را به دست آورده و شرکت جدیدی به نام «سندیکای امتیازات»، متشکل از شرکت نفت برمه و لرداستراثکونا ثروتمند مقیم کانادا تشکیل دادند که هدف ظاهری آن انجام عملیات اکتشاف نفت در ایران و خارج از محدوده ۲۵۹ هزار هکتاری فعالیت شرکت بهره برداری اولیه بود. اولین اقدام، توقف عملیات چیاسرخ و انتقال اسباب و لوازم به «مماتین» واقع در کوهستانهای جنوب غربی ایران بود. در ۱۹۰۵ در«مماتین» حفاری آغاز شد.

این محل هم از طرف زمین شناسان مورگان و هم دارسی توصیه شده بود. رینولدز شخصاً با حدود بیست نفر حفار بریتانیایی و کانادایی به این منطقه آمد. چاه اول به عم۶۶۱ متر و دومی ۵۹۱ متر رسید که هیچکدام به نفت نرسید. از طرفی در ۱۹۰۵ قراداد بین شرکت سندیکای امتیازات و خوانین بختیاری به وسیله صمصام السلطنه، شهاب الدوله و سردار اسعد بختیاری و پریس ژنرال کنسول بریتانیا در اصفهان و رینولدز به عنوان شرکت نفت بختیاری بسته شد. در این قرارداد به بختیاری‌ها وعده پرداخت سه درصد سود نفت استخراج شده از منطقه داده شد. در ۱۹۰۷ ، منطقه دومی به نام «میدان نفتون» حفاری شد. در ۳۱ ژوئیه ۱۹۰۷و موافقت نامه جدیدی به امضا رسید که براساس آن، دارسی تمام سهام خود در شرکت بهره برداری اولیه را به شرکت نفت برمه منتقل و هم زمان اخرین منافع مستقیم خود در بهره برداری نفت ایران را واگذار کرد. در پایان سال ۱۹۰۷ دولت هند نیروی کوچکی از سربازان «هنگ هجدهم نیزه داران بنگال» را به فرماندهی «آرنولد ویلسون» برای حمایت حفاران تا هنگام دسترسی به نفت یا توقف عملیات به عهده گرفتند. در ۱۹۰۸ شرکت نفت برمه، بازرسی را به منطقه اعزام کرد. او گزارش داد که ادامه عملیات اکتشافی بیش از این بی فایده است. در پایان آوریل، رینولدز تلگرافی از لندن دریافت کرد که به او دستور داده شده بود کار را متوقف و کارمندانش را مرخص کند و به کشور بازگردد. رینولدز پس از بحث با ویلسون تصمیم گرفتند، به بهانه خوانا نبودن متن تلگراف، کار را تعطیل نکنند و از قطعه قطعه کردن دکل ها خودداری کنند تا نامه کتبی به آنها ابلاغ شود. اما تا قبل از رسیدن ابلاغ کتبی ازطرف شرکت نفتی برمه به رینولدز، چاه شماره یک مسچدسلیمان حوالی صبح روز ۲۶ مه ۱۹۸۷ خرداد ۱۲۸۷، در عمق ۳۶۰ متری به نفت رسید. و یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ معاصر به وقوع پیوست.

اولین اقدام رینولدز، جمع آوری نفتی بود که به هدر می رفت، بنابراین حوضچه‌ی بزرگ در دل خاک حدود ۶۰ متر دورتر از اردوگاه، حفر و نفت را به آن طرف هدایت کرد و سپس عملیات دریچه سازی برای چاه را آغاز کرد. براساس سندفنی چاه شماره یک نفتون (مسجدسلیمان) توسط«سامسون»، زمین شناس این پروژه، چاه شماره یک در عمق ۱۱۷۹ فوتی به نفت رسیده است. لوله جداری ۳/۸۸ اینچی، در عمق ۱۱۴۸ فوتی گذاشته شده تا ادامه حفاری در مخزن نفتی آسماری امکان پذیر شود. سلیمان آدُنیاس مسئول تلگراف خانه شوشتر و عضو شرکت بهره برداری اولیه دارسی گزارش فوران چاه شماره یک را به بوشهر مخابره کرد (مرکز اسناد صنعت نفت،آرشیو پالایشگاه آبادان، اسناد پرسنلی کارمندی) عمق چاه دوم که ده روز پس از چاه اول به نفت رسید،۳۰۷ متر بود که قطر سنگ معدن نفت مسجدسلیمان بالغ بر ۳۰۰ متر بوده است. دومین معدن در ۱۳۰۷ در محلی موسوم به هفت گل در پنجاه و شش کیلومتری جنوب شرقی مسجدسلیمان کشف شد به علاوه معادن نفت سفید، آغاجاری، پازنون،گپساران و لالی در جنوب هم به مرورکشف گردید.

منابع و مآخذ: ابطحی، علیرضا، نفت و بختیاری، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، 1393؛ آذرشین، سیدامیر، مسجدسلیمان صدسال پس از کشف نفت، تهران، هرمزد، 1393؛ آهنجیده، اسفندیار، ایل بختیاری و مشروطیت، انتشارات ذره‌بین، قم، 1374؛ تقویم صنعت نفت ایران، انتشارات دبیرخانه شرکت ملی نفت ایران، بی تا؛ ساتُن، الوِل، نفت ایران، ترجمه دکتر رضا رئیس طوسی، مؤسسه انتشارات صابرین، تهران، 1372؛ ستوده تهرانی، علی‌اصغر، نگاهی کوتاه به صنعت نفت، چاپخانه رشدیه، 1371؛ عباسی شهنی، دانش، تاریخ مسجدسلیمان، تهران، هیرمند، 1374؛ عِلم، مصطفی، نفت قدرت و اصول: ملی شدن صنعت نفت و پیامدهای آن، ترجمه غلامحسین صالحیار، انتشارات اطلاعات، تهران، 1392؛ فاتح، مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران، 1335؛ قربان‌پور دشتکی، خدابخش، انگلیس و بختیاری، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، تهران، 1390؛ گارثویت، جن. راف، تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیری، آنزان، تهران، 1373؛ مرکز اسناد صنعت نفت، آرشیو مسجدسلیمان، گزارش‌های حفاری چاه شماره 1، سند برگ 20؛ مرکز اسناد صنعت نفت، آرشیو پالایشگاه آبادان، اسناد پرسنلی کارمندی؛ موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت: از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه، نشر کارنامه، تهران، 1392؛ نفت چیا سرخ کرمانشاه، به کوشش منصوره اتحادیه، اسماعیل شمس و سعید روحی، نشر تاریخ ایران، تهران، 1394؛ وزیری، شاهرخ، نفت و قدرت در ایران (از قنات تا لوله نفت)، ترجمه مرتضی ثاقب فر، مؤسسه انتشاراتی عطائی، تهران، 1380؛ ویلسون، آرنولد، یادداشت‌های روزانه یک افسر دیپلمات در جنوب غرب ایران، مترجم: فریور جوانبخت موثق، تهران، پیام امروز، 1396؛ همایون‌فر، ابراهیم، نفت در دنیا - ایران اقتصادی، سیاسی، بی نا، 1324؛ یاوری، منوچهر، شهر من مسجدسلیمان، نشر اکنون، تهران، 1387؛ یعقوبی نژاد، علی، رئیس نفت، یادواره کتاب، 1373؛ Annales Des Mines: Memoires,1892,De MORGAN.PP227-238

منبع:مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت

تصویر نویسنده خوزتوریسم

محله دزفولی‌ها رامهرمز

محله دزفولی‌ها رامهرمز

در زمان قاجار، خانواده‌هایی از شهر دزفول برای کسب و کار به رامهرمز آمدند و در محدوده‌ای سکنی گزیدند. به تدریج، آنجا به محله دزفولی‌ها معروف شد. در گذشته، افرادی که در کنار هم زندگی می‌کردند، معمولاً از یک خانواده بودند و با رشد خانواده‌ها، آن مجموعه بزرگ‌تر می‌شد. در محلات رامهرمز، علاوه بر ساکنان اصلی، افرادی با قومیت‌های دیگر نیز ساکن بودند. مثلاً در محله شوشتری‌ها، علاوه بر خانواده‌های شوشتری، رامهرمزی‌ها، بهبهانی‌ها و اقوام دیگر نیز زندگی می‌کردند. اما جمعیت غالب محله شوشتری‌ها خودشان بودند و به همین دلیل آن محله به این نام معروف شد. برای محله‌ی دزفولی‌ها هم چنین بود.

محله دزفولی‌ها روبروی محله شوشتری‌ها قرار داشت و ساکنان آن از دزفول به رامهرمز آمده بودند. همه آن‌ها بازاری بودند و تجارت می‌کردند. این محله همچنین حسینیه‌ای جداگانه داشت که توسط خانواده هابیلی (ملقب به مجتهد رامهرمزی) وقف شده بود. این خانواده که از خانواده‌های قدیمی رامهرمز بودند، در آن محله زندگی می‌کردند. در سند حسینیه، این مکان به نام آسید محمد مجتهد رامهرمزی ثبت شده است، اما به دلیل مجاورت محله دزفولی‌ها با این حسینیه و برگزاری برخی مراسم عزاداری توسط خانواده‌های دزفولی در این مکان، حسینیه دزفولی‌ها نامیده شد. اکنون روی سردر ورودی حسینیه نوشته شده است: «حسینیه‌ی رامهرمزی‌ها».

خانواده‌های دزفولی که در رامهرمز ساکن بودند شامل خانواده‌های کمری، سیلانی، کوچک، دزفولی، چربی (فروزش)، گلابی، عطارزاده (عطار دزفولی)، معمار دزفولی و غیره بودند. با مصاحبه‌ای که با یکی از ساکنین محترم این محله داشتم، اذعان کردند که تمام خانه‌های محله دزفولی‌ها از گچ و سنگ ساخته شده و بعدها آجری شدند. این خانه‌ها دارای شوادون بودند و تابستان را در شوادون سپری می‌کردند. فضای شوادون زیر ساختمان نبود بلکه در زیر فضای حیات قرار داشت و به همین دلیل این خانه‌ها باغچه نداشتند. همه خانه‌های محله دزفولی‌ها دارای چاه آب بودند و آب مورد نیاز خود را از چاه تأمین می‌کردند. گفته می‌شود که شوادون هم دو طبقه بود؛ باد از روی چاه آب عبور می‌کرد و پس از آن وارد شوادون می‌شد. شوادون فضایی بسیار خنک داشت و مواد غذایی معمولاً در آن نگهداری می‌شد.

در محله دزفولی‌ها، خانه خانواده کوچک بسیار زیبا بود؛ خانه‌ای بزرگ با مساحت تقریباً بالای هزار متر که دارای اندرونی و بیرونی بود. این بنا خانه‌ای بسیار فاخر بود که تماماً با آجر ساخته شده بود. خود خانواده کوچک برای ساخت این خانه یک کوره آجرپزی ساخته بودند تا آجر مورد نیاز خود را تأمین کنند. معمار هم از دزفول برای ساخت خانه آمده بود. یکی از همشریان محترم ساکن در این محله اذعان کرد که در کودکی با فرزندان آن‌ها بازی می‌کردند و روی پشت بام خانه‌شان حتی برای کبوترها و لک‌لک‌ها هم با آجر لانه درست کرده بودند.
- مراسم مذهبی و جشن‌ها

از مراسمات مذهبی و جشن‌هایی که در این محله برگزار می‌شد سوال پرسیدم، گفتند: که در محله دزفولی‌ها تمام سال هر شب در خانه‌ای روضه برگزار می‌شد، به جز ماه محرم و صفر که مراسم جداگانه‌ای داشتند. مثلاً هر هفته از شنبه تا پایان هفته هر شب مراسم متعلق به یک خانواده بود تا پایان سال. روضه‌ها هم توسط روضه‌خوان‌های مشخصی انجام می‌شد. در ایام محرم نیز مراسمی به نام «پنج تن» برگزار می‌شد؛ دور تا دور حیاط خانه کتیبه‌هایی نصب می‌کردند و کل حیاط فرش می‌شد. در هر خانه پنج روز مراسم برگزار می‌شد و پس از روز پنجم مراسم به خانه دیگری منتقل می‌شد. چون این مراسم رسمیت و اهمیت خاصی داشت، روضه‌خوان را از قم دعوت می‌کردند و روضه‌خوان‌های محلی نیز در کنار او حضور داشتند. حتی گفته می‌شود قالی‌هایی که در حیاط پهن می‌شد مخصوص این مراسم بود؛ قالی‌ها در همه خانه‌ها برای مراسم «پنج تن» جابه‌جا می‌شدند و مردم نیز برای اجرای مراسم جمع می‌شدند.

از دیگر مراسم‌های جشن نیز می‌توان به «سفره شاه پریون» اشاره کرد که معمولاً در روزهای شنبه و چهارشنبه در ماه رجب برگزار می‌شد. همچنین مراسمی در شهر دزفول به نام «بی‌بی سه‌شنبه» وجود داشت، اما دزفولی‌های ساکن رامهرمز آن را اجرا نمی‌کردند.

برای مراسم عروسی نیز رسمی به نام «زن طلبون» وجود داشت؛ چند نفر از خانواده داماد به خانه بستگان می‌رفتند (همراه با کِل و دست زدن) تا آن‌ها را برای مراسم عروسی دعوت کنند. بستگان نیز معمولاً کله قند به آن‌ها هدیه می‌دادند. خانواده داماد بستگانی که نسبت دورتر داشتند را ظهر دعوت کرده و بستگان نزدیک را برای شام دعوت می‌کردند.

عید فطر نیز اهمیت خاصی در محله دزفولی‌ها داشت. در سالن اصلی یک سفره پهن کرده و روی آن نشا (نوعی شیرینی که با نشاسته، زعفران و شکر درست می‌شود)، کلوچه‌ی دزفولی و فرنی همراه با چای قرار می‌دادند. سپس به خانه یکدیگر برای عید دیدنی می‌رفتند؛ معمولاً ابتدا در یک خانه جمع شده و بعد با هم به خانه کسانی که عزادار بودند، مراجعه می‌کردند.

در اغلب خانه‌ها اتاقی به نام «هشت دری» وجود داشت که اتاق بزرگی بود و سطح آن از بقیه اتاق‌ها بالاتر بود؛ این اتاق مخصوص مهمانان آقا بود و خانم‌های مهمان به اندرونی می‌رفتند. اما با گذشت زمان، این مراسم تغییر کرد.

بقیه اتاق‌های موجود دارای درهای تو در تو بودند و اتاق‌ها نیز طاقچه‌های متعددی داشتند؛ بالای طاقچه فضای دیگری به نام «رف» وجود داشت که ظرف‌های چینی معمولاً آنجا قرار داده می‌شد.

در محله دزفولی‌ها ساباطی وجود داشت که از قدیم الایام در رامهرمز بود. گفته می‌شود که در رامهرمز ساباط‌های متعددی داشت. متأسفانه خیابان طالقانی از میان محله دزفولی‌ها عبور کرد و بسیاری از خانه‌های دزفولی را تخریب کرد؛ مثلاً خانه فاخر و زیبای خانواده کوچک یا خانه‌های خانواده گلابی (چهار خانه بزرگ و زیبا) یا خانه خانواده پارسی پور نیز بر اثر خیابان کشی تخریب شدند.

آقای معمار دزفولی نیز معمار بود و اغلب برای خانواده‌های دزفولی کار می‌کرد. دلیل دیگری که سبب تخریب خانه‌های محله دزفولی‌ها شد، موشکباران بود؛ دو موشک به این محله اصابت کرد و چندین خانه زیبا را تخریب کرد، از جمله خانه خانواده توکل.
متأسفانه عدم آگاهی چه در گذشته و چه اکنون موجب نابودی آثار تاریخی ارزشمند رامهرمز شده است.

نگارش:سارا حسینی

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بزرگترین اثر طبیعی ثبت ملی شده جنوب کشور تعیین عرصه و حریم شد

بزرگترین اثر طبیعی ثبت ملی شده جنوب کشور تعیین عرصه و حریم شد

فرماندار شهرستان بندرماهشهر اعلام کرد: محدوده عرصه و حریم اثر ملی خورهای بندرماهشهر از سوی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به استاندار خوزستان ابلاغ شد.

فریدون بندری فرماندار ماهشهر می‌گوید: این اقدام در اجرای قانون الحاق ایران به کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان مصوب دی ماه ۵۳ مجلس شورای اسلامی و اجرای بند 12 از ماده ۳ قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور، نقشه محدوده عرصه حریم و ضوابط حفاظتی مربوط به اثر طبیعی خورهای بندرماهشهر انجام شده است.

او افزود: خورهای بندر بندرماهشهر در سه شهرستان بندرماهشهر، شادگان و آبادان قرار دارد و به شماره 635 در تاریخ ششم شهریور ۱۳۹۸ در فهرست میراث طبیعی ملی ثبت گردیده است و بر همین اساس نقشه عرصه و حریم این اثر در تاریخ 17 دیماه 1403 به شماره 18059 ابلاغ شده است.

وی ادامه داد: بر اساس این ابلاغیه محدوده عرصه و حریم خورها تحت نظارت پایگاه منظر فرهنگی خلیج فارس بندرماهشهر است و هرگونه دخل و تصرف در محدوده عرصه و حریم بدون هماهنگی با وزارت میراث فرهنگی و تخلف از ضوابط حفاظتی جرم محسوب می شود و مشمول مجازات های قانونی است.

بندری در ادامه گفت: خورهای بندرماهشهر به سبب شرایط محیطی و ویژگی های ژئومورفولوژی دارای شکل خاصی هستند. این خوریات در نتیجه هزاران سال جزر و مد و پیشروی آب دریا در سواحل پدید آمده اند و از نظر شکل شبیه به درختی با شاخه های متعدد است.

فرماندار بندرماهشهر اظهار داشت: اهمیت و نقش خوریات در ارتباط با تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، محیط زیست، اقتصاد، تجارت، معیشت، صنعت، مذهب، مدیریت شهری و حتی 8 سال جنگ تحمیلی بر کسی پوشیده نیست. لذا ما در شهرستان بندرماهشهر بستر را برای ثبت جهانی این اثر منحصر بفرد محیا کرده ایم.

فریدون بندری گفت: بندرماهشهر مدیون سرکار خانم سارا عبادی رئیس میراث فرهنگی این شهرستان بوده که اگر تلاش های شبانه روزی ایشان بعنوان یک مدیر موفق و کاردان در جامعه نبود امروز شاهد ثبت ملی و ابلاغ عرصه و حریم خورها نبودیم.

بندری افزود: همچنین باید از زحمات دکتر پورعلی و دکتر ایزدی که در ثبت این اثر حائز اهمیت و تعیین عرصه و حریم آن، تلاش وافر در وزارت انجام دادند تشکر ویژه نمود.

فرماندار بندرماهشهر در پایان از غلامعباس اویسی و کمال طاهری دو مشاور پرونده تعیین عرصه و حریم خورها و همچنین موسسات فرهنگی هنری آوای نصر ایرانیان و آموزشی گردشگری فراز علم و دانش پارس زیر مجموعه هلدینگ نصر ایرانیان بخاطر راهبری این پرونده تا ثبت آن تشکر کرد.

https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1403/10/22/20250860_137.jpeg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

برداشت گل‌های تزئینی در خوزستان

برداشت گل‌های تزئینی در خوزستان

برداشت گل‌های تزئینی مانند آفتابگردان و نرگس، جلوه‌ای از زیبایی طبیعت را در باغ‌های روستای شبیشه، از توابع شهرستان حمیدیه، به نمایش می‌گذارد. این روستا با باغ‌های سرسبز و هوای مطبوع، مکانی ایده‌آل برای پرورش این گل‌های رنگارنگ است و منبع درآمدی مهم برای کشاورزان سخت‌کوش منطقه محسوب می‌شود. برداشت گل‌ها در فصل زمستان و در دو نوبت (اوایل و اواخر فصل) انجام می‌گیرد. امسال به مناسبت روز پدر و میلاد با سعادت امام علی (ع)، برداشت زودتر از موعد معمول آغاز شده است.

عکس:سید خلیل موسوی/مهر

برداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستانبرداشت گل‌های تزئینی در خوزستان

تصویر نویسنده خوزتوریسم

چاپ مقاله شناسایی و رتبه بندی فرصت های کارافرینانه در صنعت گردشگری نابینایان استان خوزستان

چاپ مقاله با موضوع شناسایی و رتبه بندی فرصت های کارافرینانه در صنعت گردشگری نابینایان استان خوزستان

گردشگری دسترس‌پذیر در راستای مفهوم گردشگری برای هم مطرح می‌شود تا همهٔ انسان‌ها بدون توجه به سن، نژاد، معلولیت جسمی و ذهنی بتوانند سفر و جهان را کشف کنند

این مقاله به معرفی ، رتبه بندی و شناسایی فرصت های کارافرینی و کسب و کار برای فعالان بخش های مختلف خدمات گردشگری و همچنین نابینایان درحوزه های گردشگری دسترس پذیر و به تورهای گردشگری، اقامتگاه ، غذا و نوشیدنی، موزه و محوطه های تاریخی، حمل و نقل دیجیتال و فن آوری، صنایع دستی در استان خوزستان می پردازد.

این مقاله در ژورنال بین المللی اقتصاد، مهندسی و مدیریت و از طرف موسسه جهانی علوم؛ فن آوری و مهندسی در ژانویه ۲۰۲۵ به قلم علی خرازی، حسن علی آقاجانی و باقر حسامی عزیزی به چاپ رسید

این پژوهش فرصتی مناسبی برای معرفی و شناسایی فرصت های کارافرینی و رشد گردشگری دسترس پذیر است که می تواند به رشد این بخش از گردشگری در استان خوزستان کمک شایانی کند

علی خرازی متولد سال ۱۳۵۹ و فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی‌ارشد در رشته کارآفرینی گردشگری از دانشگاه پیام‌نور ساری است.

این فعال گردشگری فعالیت خود را به‌عنوان راهنمای بین‌المللی گردشگری با اجرای گشت‌های ورودی، از سال ۱۳۹۳ آغاز کرد.

او از سال ۱۳۹۵ ایده‌پردازی، طراحی و اجرای پاراتورهای نابینایان را در استان خوزستان آغاز کرده و در قالب کار گروهی با همراهی راهنمایان مختلف انجمن صنفی گردشگری و بخش‌های مختلف گردشگری خوزستان، تاکنون چهار پاراتور نابینایان را در سطح استان اجرا کرده است

برای دریافت مقاله روی تصویر زیر کلیک کنید

تصویر نویسنده خوزتوریسم

توسعه گردشگری راهی برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی است

توسعه گردشگری راهی برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی است

استاندار خوزستان بر اهمیت گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی در توسعه استان تأکید کرد و پیشنهادهای مختلفی برای تقویت این حوزه‌ها ارائه داد.

به گزارش خبرنگار مهر، سید محمدرضا موالی زاده چهارشنبه شب در دیدار با جواد واحدی معاون پارلمانی وزارت میراث فرهنگی و محمد جوروند مدیرکل جدید میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان با اشاره به ظرفیت‌های فراوان استان خوزستان در حوزه‌های مختلف گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی گفت: خوزستان یکی از استان‌هایی است که می‌تواند در این زمینه‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد.

وی افزود: وجود اقلیم و شرایط خاص این استان، بستر مناسبی برای توسعه گردشگری فراهم کرده است.

استاندار خوزستان با اشاره به تجربیات خود در سفرهای خارجی گفت: در بسیاری از کشورهای پیشرفته، سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری با رویکردی استراتژیک انجام می‌شود. این در حالی است که ما هنوز نتوانسته‌ایم به‌خوبی از ظرفیت‌های گردشگری استان بهره‌برداری کنیم.

وی ادامه داد: استان خوزستان با وجود برخورداری از منابع طبیعی و جاذبه‌های گردشگری متنوع، مانند جزیره مینو و سواحل کارون، همچنان در این حوزه مغفول مانده است.

موالی‌زاده تأکید کرد: می‌توان با ایجاد زیرساخت‌های مناسب، همچون ساخت هتل‌ها و رستوران‌ها در حاشیه رود کارون، و همچنین راه‌اندازی تأسیسات آبی و جت اسکی، به توسعه اجتماعی و ایجاد نشاط در استان کمک کرد.

وی همچنین با اشاره به روابط همسایگی با عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس بیان کرد: می‌توانیم از دیپلماسی گردشگری بهره‌برداری کنیم و همکاری‌های بیشتری با کشورهای منطقه داشته باشیم.

استاندار خوزستان با پیشنهاد برگزاری سفرهای ویژه به کشورهای حوزه خلیج فارس، از لزوم توجه به گردشگری دفاع مقدس و صنایع دستی نیز سخن گفت و افزود: باید از ظرفیت‌های گردشگری و میراث فرهنگی استان به نحو احسن بهره‌برداری کنیم و توسعه گردشگری می‌تواند به ارتقای همبستگی ملی و امنیت کشور کمک کند.

موالی زاده از حضور معاون وزیر و مدیرکل جدید میراث فرهنگی استان تقدیر کرد و ابراز امیدواری کرد که با همکاری این مجموعه، ظرفیت‌های استان در حوزه گردشگری و صنایع دستی احیا و توسعه یابند.

https://media.mehrnews.com/d/2024/12/04/3/5275165.jpg?ts=1733308078587

تصویر نویسنده خوزتوریسم

انتصاب  مدیرکل جدید میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان خوزستان

تغییر در رأس اداره‌کل میراث‌فرهنگی خوزستان

محمد جورند مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان شد.

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در حکمی محمد جوروند را به سمت مدیرکلی میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان منصوب کرد.

به‌گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، در حکم صادر شده از سوی سیدرضا صالحی‌امیری آمده است: «بنا به پیشنهاد معاون امور مجلس، حقوقی و استان‌ها و نظر به مراتب تعهد، دانش، شایستگی و تجارب ارزشمند به موجب این حکم جنابعالی را به عنوان مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان منصوب می‌‌کنم. انتظار می‌رود در راستای قانون اساسی، اهداف سند چشم‌انداز و قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت و منشور اخلاقی دولت چهاردهم در جهت تحقق اهداف و مأموریت‌های وزارتخانه، با برنامه‌ریزی دقیق و ساماندهی مناسب و بهره‌گیری از توان صاحب‌نظران و کارشناسان نسبت به موارد زیر اهتمام لازم به عمل آورید:

- حفاظت و صیانت از میراث‌فرهنگی، تاریخی و احیاء و حفظ بناهای تاریخی، پایگاه‌ها و موزه‌ها
- فرهنگ‌سازی عمومی در حوزه میراث‌فرهنگی از راه ،معرفی ترویج و اشاعه ظرفیت‌های تمدنی، تاریخی، فرهنگی، مذهبی و آئینی
- به کارگیری روش‌های نوین و خلاقانه مدیریتی در راستای مرجعیت یافتن آن در حوزه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در سطح استان
- تلاش در راستای تسریع روند ثبت جهانی آثار ملی با هدف معرفی جاذبه‌های گردشگری به دنیا و افزایش میزان جذب گردشگر
- برنامه‌ریزی برای جذب گردشگران خارجی با ایجاد ظرفیت‌های جدید گردشگری، تقویت بوم‌گردی‌ها، گشت‌های گردشگری، افزایش کیفیت و کمیت خدمات مرتبط با گردشگری، نظارت مستمر و کارآمد در حوزه گردشگری
- بهره‌مندی از مشارکت مؤثر بخش خصوصی و حمایت حداکثری از آن و جذب سرمایه‌گذار داخلی و خارجی در راستای تغییر جهت‌دهی از تصدی‌گری به تولی‌گری، آسیب‌شناسی وضعیت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود و مستمر فرآیند تقویت دیپلماسی فرهنگی و گردشگری با هدف خنثی‌سازی پروژه ایران‌هراسی
- توجه جدی به مقوله امنیت گردشگران در دو سطح عینی و ذهنی و رفع موانع موجود در این مسیر
- برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های نو و مبتکرانه در راستای رونق کسب و کار، حمایت از تولید محصولات صنایع‌دستی، ایجاد و احداث بازارچه‌ها و فروشگاه‌ها، آموزش و پرورش هنرمندان با استعداد
- تعامل و ارتباط مؤثر با نخبگان، فرهیختگان، صاحب‌نظران، گروه‌های مرجع مسئولان، سازمان‌های دولتی و انقلابی، انجمن‌ها و جوامع حرفه‌ای، سازمان‌های مردم‌نهاد، تشکل‌ها، صنوف و انجمن‌های مردمی و غیردولتی
- طراحی نظام کارآمد درآمدزا، صرفه جو و چابک براساس سیاست‌ها و دستورالعمل‌های ابلاغی
- برنامه‌ریزی و مدیریت استخراج پردازش و تحلیل اطلاعات آماری در راستای حکم‌رانی داده‌ها

از خداوند متعال توفیقات جنابعالی را در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی و عمل به منویات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و تحقق سیاست‌های دولت چهاردهم خواهانم.»

محمد جوروند متولد ۱۳۴۷ و دارای مدرک دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد اسلامی خوزستان و همچنین دکتری فقه و حقوق اسلامی از دانشگاه امام اوزاعی لبنان است. جوروند در کارنامه خود ریاست ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان‌های شوش، اندیمشک، خرمشهر، آبادان و اهواز و همچنین مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان را نیز دارا است. در سوابق این مدیر، تدریس در دانشگاه‌های مختلف شهرستان‌های شوش، اندیمشک، خرمشهر و اهواز در رشته‌های تاریخ و ادبیات نیز دیده می‌شود.

همچنین سه کتاب با موضوعات شعر و ادبیات به نام‌های "بوی خرمشهر"، "شهر آسمانی" و "با کاروان سوره طه" از جوروند به رشته تحریر در آمده است.

پیش از جوروند، محمدحسین ارسطوزاده از خرداد ۱۴۰۱ و به مدت دو سال و هفت ماه مدیرکلی میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان را بر عهده داشت.

آیین تودیع و معارفه مدیران کل پیشین و جدید میراث‌فرهنگی خوزستان ظهر چهارشنبه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۳ باحضور برخی مقامات وزارتی و استانی برگزار می‌شود.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

بازدید معاون وزیر نفت از موزه كارآموزان آبادان

بازدید معاون وزیر نفت از موزه كارآموزان آبادان

به گزارش مدیریت مرکز اسناد و موزه‌های صنعت نفت، روز یکشنبه ۱۶ دی‌ماه، امید شاکری، معاون وزیر نفت در امور مهندسی، پژوهش و فناوری، به همراه رئیس دانشگاه صنعت نفت و هیئت همراه، از موزه کارآموزان آبادان بازدید کردند. در این بازدید، معاون وزیر نفت با بررسی بخش‌های مختلف موزه، بر اهمیت حفظ میراث صنعتی و آموزشی صنعت نفت تأکید کرد. موزه کارآموزان آبادان به‌عنوان یکی از مراکز فرهنگی و تاریخی، نقش مهمی در آموزش نیروی انسانی متخصص در صنعت نفت ایفا می‌کند.

آموزشگاه حرفه‌ای آبادان در سال ۱۳۱۲ خورشيدي (۱۹۳۳ ميلادي) با هدف آموزش پیش از استخدام کارگران ماهر و افزارمند مورد نیاز پالايشگاه آبادان تأسيس شد. اين آموزشگاه محل آموزش مهارت‌های لازم در زمينه برق، مكانيک، ابزار دقيق و فرايند پالايش به کارگران و نيروها بوده است.

موزه کارآموزان در سال ۱۳۹۷ به‌عنوان دومين موزه صنعت نفت فعاليتش را آغاز کرد. در موزه كارآموزان تلاش براي خودكفايي و حركت به سوd استقلال‌خواهd به نمايش گذاشته شده است. شاهد اين مدعا حضور پررنگ اين مركز و دانش­‌آموختگان آن در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي است.

این موزه هم اکنون دارای سه بخش اصلی اتاق‌های پنج‌گانه، کارگاه‌ها و محوطه است که هر کدام از این بخش‌ها نیز دارای بخش‌های جزئی‌تر هستند.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

ماجرای حفره هویدا شده در شوشتر چیست؟

ماجرای حفره هویدا شده در شوشتر چیست؟

سرپرست اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شوشتر درخصوص احتمال تاریخی بودن حفره رؤیت‌شده در محل ترمینال مسافربری شوشتر توضیحاتی ارائه کرد.

به‌گزارش میراث‌آریا، داود نجارآسیابانی ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۳ در این‌باره اظهار کرد: به‌دنبال گزارش‌های رسیده مبنی بر رؤیت حفره‌ای در محل ترمینال مسافربری شوشتر حین عملیات ساختمان‌سازی، بی‌درنگ گروهی متشکل از کارشناسان باستان‌شناس، مرمت بنا و یگان حفاظت برای انجام امور کارشناسی لازم به محل اعزام شدند.

سرپرست اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان شوشتر ادامه داد: نظر به این‌که تشخیص دقیق‌تر موارد این‌چنینی، نیازمند شناسایی و بررسی‌های میدانی موردنیاز است؛ به همین دلیل از ادامه روند فعالیت ساختمانی در حال اجرا جلوگیری به عمل آمده و در راستای احصاء اطلاعات جامع‌تر، به صورت موازی نیز از توان تخصصی معاونت میراث‌فرهنگی استان خوزستان و کارشناسان استانی در این زمینه بهره گرفته شده است.

او تصریح کرد: حفره‌ یادشده بر اثر گودبرداری برای ساخت زیرزمین یک باب مغازه در ترمینال مسافربری این شهرستان به‌دست آمده است که مشاهدات اولیه حاکی از احتمال وجود کانال آب‌رسان در آن محدوده است.

نجارآسیابانی خاطرنشان کرد: با عنایت به این‌که محدوده مورد اشاره، توسط رسوب‌های رسی متراکم مدفون است، نمی‌توان از ابعاد و میزان گستردگی آن اطلاعات دقیقی را ارائه داد و قطعاً نتیجه‌گیری در این خصوص نیازمند مطالعات پژوهشی و باستان‌شناسی و ارائه نظرات نهایی کارشناسان تخصصی در این زمینه است.

ماجرای حفره هویدا شده در شوشتر چیست؟

تصویر نویسنده خوزتوریسم

جشنواره گل نرگس بهبهان، فرصتی برای معرفی بیشتر شهرستان

جشنواره گل نرگس بهبهان، فرصتی برای معرفی بیشتر شهرستان

برگزاری رویدادهای سنت محور و بومی مانند گل نرگس، راهبرد مطلوبی برای شناساندن ظرفیت‌های شناخته نشده شهرستان و استان خوزستان است.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: برگزاری رویدادهای سنت محور و بومی راهبرد مطلوبی برای شناساندن ظرفیت‌های شناخته نشده شهرستان و استان است. رویدادها در هر حوزه‌ای در دنیا جایگاه ویژه‌ای دارند و تحول در حوزه‌های مختلف اقتصادی یکی از ثمرات برگزاری رویدادهاست. از مهمترین وی‍ژگی‌های این نوع رویداد‎ها آن است که هر ساله بر وسعت و تنوع آن‌ها افزوده می‌‎شود و مخاطبان بیشتری را به سمت خود جلب می‌کند. این امر سبب می‌شود تا سرمایه‌گذاری‌های کلانی در منطقه انجام شود که در پی آن تحولی عظیم در زیر ساخت‌های این مناطق رخ خواهد داد.

مقاصد گردشگری به‌عنوان کانون اصلی جذب گردشگران، نقشی بنیادیندر توسعه صنعت گردشگری دارند.

با گذشت دوره‌های متعدد برگزاری جشنواره گل نرگش بهبهان، این رویداد دیگر یک طفل نو رس نبوده و در این دوره از جشنواره در شهری همچون بهبهان که پیش‌بینی می‌شود ۸۰ میلیون و ۵۰۰ هزار شاخه گل بریده برداشت شود باید به یک رویداد خلاق محور تبدیل شود و محرک توسعه گردشگری باشد.

جشنواره گل نرگس بهبهان، فرصتی است تا این رویداد در سطح استانی و ملی خوزستان و بهبهان را بیشتر معرفی کند و زنجیره ارزش افزوده باحمایت از جامعه محلی و ترغیب آن‌ها به سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی نظیر صنایع تبدیلی و بسته‌بندی تکمیل شود.

حال که برگزاری جشنواره برداشت گل نرگس با اعتبارات اندک برگزار می‌شود باید بتواند که از برکت وجود این جشنواره‌ها، نرگس‌داران و افراد ذی‌نفع محلی و صنف فعال در گردشگری هم منتفع شوند.

متولیان گردشگری خوزستان و مسئولان استان و شهرستان باید آگاه باشند هنگامی می‌توان یک مقصد گردشگری را متمایز و موفق جلوه داد که بتوان تجربه‌های منحصربه‌فرد و جدیدی را به گردشگران ارائه داد.

اگر تأکید می‌کنیم که نظایر این رویدادها تأثیرگذاری دقیقی در زمینهتعدیل اثرات فصلی بودن گردشگری دارند و باعث توزیع عادلانه‌تر منابع می‌شوند اما گردشگری رویداد محور، گونه‌ای نوین از گردشگری است که با سایر انواع گردشگری در پیوند است. بازار گردشگری رویداد محور را گردشگرانی تشکیل می‌دهند که برای دیدن رویدادها و یا تجربه شرکت در آن‌ها به سفر می‌‎ روند.

در نرگس‌زارهای بهبهان ۴ نوع گل نرگس شناسایی شده است که نرگس شهلا وسعت بیشتری دارد. از انواع دیگر گل نرگس به پرپر یا شصت پر، پنجه گربه‌ای و مسکین می‌توان اشاره کرد. گل‌دهی نرگس همه ساله در دی‌ماه آغاز و گاهی تا نیمه اول اسفند ادامه دارد. از گل نرگس در صنعت گل و گیاهان زینتی، عطرسازی، طب سنتی و عطاری، آرایشی و بهداشتی، دارویی و پزشکی استفاده می‌شود.

در متون باستانی از «نرگس» با عنوان نارسیسوس یا نارسیس نام برده شده است. در یکی از سروده‌های باستانی هومری قرن هفتم یا هشتم پیش از میلاد، درباره آفرینش همین نام سخن به میان آمده است.

از جمله قدیمی‌ترین نرگس‌زارهای ایران متعلق به شهرستان بهبهان در شرق خوزستان است که قدمت آن به دوران قبل از میلاد مسیح بازگشته و در حال حاضر برای حفظ بقای خود به توجه ویژه نیاز دارد. گل نرگس را می‌توان در دشت‌ها و کوهپایه‌های زاگرس در استان‌های ایلام، لرستان، خوزستان، فارس، کهگیلویه و بویراحمد مشاهده کرد که در خوزستان علاوه بر بهبهان که به صورت انبوه می‌روید، در برخی شهرهای خوزستان به صورت جزیی کشت می‌شود.

بر اساس گفته‌های تنی چند از باغداران بهبهانی تا سال ۱۳۵۰ در بهبهان بیش از ۷۰۰ هکتار مزرعه کشت گل نرگس وجود داشت که هم اکنون در بهترین حالت به ۷۰ هکتار می‌رسد. همچنین در دهه ۴۰ تعدادی هلندی با مراجعه به نرگس‌زارهای بهبهان مقداری از پیازهای نرگس را به منظور تکثیر به هلند منتقل کردند و اقدام به پرورش این گل کردند.

بر روی هر شاخه گل نرگس بهبهان دو تا ۱۰ شکوفه گل و گاهی تا بیش از ۲۰ شکوفه مشاهده شده است. هلندی‌ها به خاطر علاقه به گل نرگس نام یکی از خیابان‌های خود را بهبهان نامگذاری کرده‌اند.

طبق اظهار نظر پزشکان، افراد مبتلا به بیماری آلزایمر با بو کردن این گل امکان درمان پیدا می‌کنند.

در صورت توجه به این چرخه اشتغال و سرمایه‌گذاری می‌توان به «گردشگری گل» نیز دست یافت. چند شغله بودن تولیدکنندگان گل نرگس، عدم بازاریابی مناسب، عدم خرید گل از سوی دولت، دریافت هزینه‌های فراوان از صاحبان مزارع، بی‌توجهی به جنبه‌های گردشگری، نبود یک مؤسسه حمایتی و پژوهشی درباره گل نرگس از جمله دلایل عدم معروفیت و ارزش واقعی این گل است.

گزارش:مجتبی گهستونی/میراث آریا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

نمایشگاه ارتباط صنایع دستی و میراث جهانی در شوشتر

نمایشگاه ارتباط صنایع دستی و میراث جهانی در شوشتر

گزارشی از نمایشگاه ارتباط صنایع دستی و میراث جهانی در مجموعه جهانی آسیابها و آبشارهای شوشتر
نمایشگاه سه روز ارتباط صنایع دستی و میراث جهانی در مجموعه جهانی آسیابها و آبشارهای شوشتر با استقبال گردشگران و علاقه مندان برگزار شد
بابک مغازه ای مدیر برگزار کننده این نمایشگاه در گفتگو با خبرنگار رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان گفت :
این نمایشگاه با هدف آشنایی هر چه بیشتر عموم مردم ،علاقه مندان و گردشگران با میراث جهانی و ارتباط میراث جهانی با صنایع دستی به صورت گام به گام که در گام اول در برخی از کاروان سراهای ثبت جهانی ایران در گام دوم در مجموعه جهانی آسیابها و آبشارهای شوشتر با حمایت پایگاه جهانی میراث جهانی سازه های آبی شوشتر برگزار شد.
در این نمایشگاه ، صنایع دستی مانند انواع سنگ های قیمتی با طرح و شکل های مختلف،انواع کاشی های که به صورت تزیینی و دکوراتیو و هم به صورت ساختمانی میتواند مورد استفاده قرار گیرد عرضه و مورد استقبال گردشگران و علاقه مندان به صنایع دستی قرار گرفت
بابک مغازه ای ازمدرسین عرصه گردشگری که با همسر خود مینا علی السلام از هنرمندان حوزه صنایع دستی و حوزه گردشگری بالغ بر بیست و پنج سال است که در حوزه گردشگری فعالیت دارند و بالغ بر ۸۰۰ کارگاه آموزشی در حوزه های مختلف گردشگری و صنایع دستی و نیز برگزاری کارگاه های آموزشی راهنمایان، و ۱۵ پروژه ملی را مدیریت کنند.
همچنین چندین برند در حوزه های مختلف با تلاش های گروه ایشان جهت معرفی هر چه بیشتر صنایع دستی و گردشگری در سراسر کشور طراحی شده است که از جمله میتوان به

۱.بوم گوهر.... تولید و عرضه مستقیم گوهر سنگها و جواهرات اصیل و طبیعی

۲.چیدبوم.. تولید و عرضه کاشی ها و سفالیته های ویژه طراحی نما و دکوراسیون داخلی

۳.پادبوم.... معرفی ظرفیت ها و زیبایی های بیش از ۲۰۰ مورد میراث جهانی ارزشمند ایران از طریق پادکستهای صوتی .

۴.دست بوم.... معرفی صنایع دستی و محصولات روستایی

و شرکت همیاران توسعه پارس که در سال سال ۱۳۸۸ با شماره ثبت ۵۵۰۶ با هدف مشاوره، توان افزایی، برند سازی و ارزیابی سرمایه گذاری در گردشگری و صنایع دستی تاسیس گردید اشاره کرد

.در خلال نمایشگاه همچنین یک کارگاه آموزشی برند سازی و فروش صنایع دستی برای صنعتگران و هنرمندان صنایع دستی در سرای افضل شوشتر به میزبانی کافه تارمه شوشتر برگزار شد و صنعتگران و هنرمندان صنایع دستی با روش های برند سازی،فروش و بازار یابی صنایع دستی آشنا شدند.

علاقه مندان جهت ارتباط بیشتر به سایت زیر مراجعه کنند

https://parstourism.com/

تصویر نویسنده خوزتوریسم

انتصاب سرپرست جدید میراث‌فرهنگی شهرستان ایذه

انتصاب سرپرست جدید میراث‌فرهنگی شهرستان ایذه

در حکمی از سوی مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، سرپرست اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ایذه منصوب شد.

به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، براساس این حکم که از سوی محمدحسین ارسطوزاده صادر شده است، زینب سهرابی به عنوان سرپرست اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایذه منصوب و معرفی شد.

در این مراسم که ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۳ باحضور گودرز ترکی‌زاده فرماندار ایذه، محمدحسین ارسطوزاده مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، سیدمحسن حسینی معاون میراث‌فرهنگی خوزستان، محسن محمودی‌کوهی معاون توسعه‌مدیریت و سرهنگ کاظم میرمقدم فرمانده یگان حفاظت میراث‌فرهنگی خوزستان برگزار شد، ضمن تقدیر از زحمات سه ساله کورش هاشمی‌فر در اداره میراث‌فرهنگی ایذه، زینب سهرابی به عنوان سرپرست جدید این اداره معارفه شد.

زینب سهرابی متولد ۱۳۶۳ در ایذه، دانش‌آموخته رشته باستان‌شناسی و دانشجوی کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی توسعه‌جهانگردی دانشگاه علامه طباطبائی تهران است.

سهرابی پیش از این به عنوان کارشناس میراث‌فرهنگی و کارشناس توسعه گردشگری داخلی در اداره‌کل میراث‌فرهنگی خوزستان مشغول فعالیت بوده است.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

فراخوان نخستین جشنواره «روایت هنری گردشگری مقاومت»

فراخوان نخستین جشنواره «روایت هنری گردشگری مقاومت»

دبیرخانه مردمی گردشگری مقاومت استان خوزستان از برگزاری نخستین جشنواره «روایت هنری گردشگری مقاومت» خبر داد.

دبیرخانه مردمی گردشگری مقاومت استان خوزستان فراخوان نخستین جشنواره «روایت هنری گردشگری مقاومت» را منتشر کرد.
این جشنواره با هدف ترویج ارزش‌های مقاومت از طریق هنر، آثار هنری را در قالب‌های عکس، موشن‌گرافی، روایت‌نویسی، پوستر، نقاشی و پادپخش می‌پذیرد.
این جشنواره در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند در روز‌های چهارم و پنجم بهمن از بیمارستان‌های صحرایی شهید مخبری ارتش و امام حسین (ع) بهداری رزمی جنوب بازدید کنند.
به آثار برتر این رویداد تندیس جشنواره و جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.
علاقه‌مندان برای شرکت در این جشنواره و کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره تلفن ۰۲۱۴۱۲۵۶۹۵۶ تماس بگیرند.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

اهواز مدرن شکل‌گیری ۱۰۰ سالگی خود را جشن می‌گیرد

اهواز مدرن شکل‌گیری ۱۰۰ سالگی خود را جشن می‌گیرد

یکصد سالگی تبدیل شهر بندری اهواز به عنوان مرکز خوزستان در یک قرن پیش به معنی اینکه اهواز پیشینه تاریخی ندارد نیست، باید در کنار نام تاریخی اهواز دیگر نام‌های باستانی این شهر مثل وکسین، هرمز اردشیر، تاریانا، اوژ را بارها تکرار کرد.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: سال ۱۳۰۴ بود که به فرمان رضا شاه، اهواز باردیگر مرکز استان خوزستان شد.

اما از حالا برای سال ۱۴۰۴ که مصادف با یکصدسالگی شکل‌گیری اهواز مدرن است باید آستین بالا زد و اهواز را از چند منظر مورد بررسی قرار داد.

یکصد سالگی تبدیل شهر بندری اهواز به عنوان مرکز خوزستان در یک قرن پیش به معنی اینکه اهواز پیشینه تاریخی ندارد نیست، باید در کنار نام تاریخی اهواز دیگر نام‌های باستانی این شهر مثل وکسین، هرمز اردشیر، تاریانا، اوژ را بارها تکرار کرد.

اهواز از قدیمی‌ترین شهرهای خوزستان است که در کتیبه‌های باستانی هم از آن نام برده شده است. این منطقه در زمان سلاطین ایلامی، هخامنشی، ساسانی و تا سده‌های نخست دوره اسلامی شهری آباد و پر سکنه بوده است. ساسانیان در اهواز پل‌ها و سدهایی بر روی کارون بنا کردند، اما از قرن ششم به بعدبه علت خراب شدن سدها از جمله سد شادروان و نیز وقوع جنگ‌هاو اغتشاشات داخلی، اهواز ویران شد و در زمان ناصرالدین شاه قاجار به رونق دوباره‌ای دست یافت. علت رونق این منطقه حفر کانال سوئز در مصر و توجه اروپاییان به منظور بهره‌برداری سیاسی به جنوب ایران بود که تحولاتی را در بازرگانی این شهر بوجود آورد. ناصرالدین شاه از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی کارون استفاده کرده و بندرگاهی به نام«ناصریه» ایجاد کرد ولی سال‌های بعد این شهر نام قدیمی خوداهواز را باز یافت. از بین‌ رفتن‌ سد بزرگ ‌آن‌ در اواسط‌ قرن‌ نهم‌ هجری قمری سبب‌ خرابی‌ واقعی‌ این‌ شهر گردید و مرکزیت آن به شوشتر منتقل شد.

در ماه‌های اخیر به مدیران خوزستان و به خصوص به متولیان امر در اداره کل میراث‌فرهنگی گردشگری صنایع‌دستی خوزستان پیشنهاد دادم تا با تشکیل دبیرخانه و انجام برخی رویدادهای مردمی به استقبال «یکصدسالگی تشکیل اهواز مدرن» برویم تا ضمن معرفی هرچه بهتر اهواز حس تعلق به این شهر بیشتر شود.

اهواز بیش از ۴۰ اثر و محوطه ثبت ملی در فهرست میراث‌فرهنگی کشور دارد. بقایای شهر باستانی هرمز اردشیر که متعلق به دوره ساسانی است نخستین اثر اهواز محسوب می‌شود که در سال ۱۳۱۲ ثبت ملی شد.

آخرین اثری که در اهواز ثبت ملی شد، آثار یک گورستان و نیایشگاه صخره‌ای معروف به «آرامستان و نیایشگاه کوهساران» متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی است که به عنوان نگارنده این نوشتار افتخار داشتم که در سال ۹۰ آن را شناسایی و پس از یک دهه در سال ۱۴۰۰ با کوشش باستان‌شناسان ثبت ملی کنیم.

ضمنا مهم‌ترین منابع آبی اهواز که دلیل اصلی شکل‌گیری آنشد، رودخانه کارون است که از زردکوه بختیاری سرچشمه می‌گیرد. این رود که تنها رود قابل کشتی‌رانی ایران است با ۸۵۰ کیلومتر درازا طویل‌ترین رودخانه محسوب می‌شود. رودخانه‌یکارون، اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده است.

یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی می‌گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله‌ بزرگ تقسیم شده بود.محله‌ غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیرهخوانده می‌شد و محله‌ شرقی که در پای کوه و بازار و مسجدجامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می‌شد.»

ابن منشاد می‌نویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همه‌ شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله‌ کشتی از راه خلیج‌فارس به هندوستان، چین و از راه بصره عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه‌ جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها اینشهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.»

کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و به ناچار دو بخش بوده ‌است. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه‌ جنوبی از اهواز تا خلیج‌فارس کشتیرانی می‌شده ‌است. این امر به این دلیل بوده ‌است که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخره‌ای بزرگ قرار داشته که عبور کشتی از آن را ناممکن می‌کرده است. همچنین ویرانه‌های سد اهواز نیز مانع دیگری برای کشتیرانی بوده است. بنابراین کشتی‌هایی که از شوشتر می‌آمدند در محل اهواز بارها را به کِشتی در سمت دیگر صخره منتقل می‌کرده‌اند. این کار باعث به وجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بوده ‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بندرهای دنیاست و این امر جز با وجود بندری درکنار صخره پیش ‌گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده ‌است.

اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارج‌ها برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته ‌سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در جنوب اهواز تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در شمال صخره بودند منتقل کنند. کم‌کم ساختمان‌ها و تأسیساتی در این قسمت به وجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر شد. ابتدا قسمت شرقی شهر شکل گرفت و«محله اهواز قدیم» و «خیابان ۲۴متری» تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

به متولیان امر در شهرستان اهواز به این دلیل پیشنهاد دادم تا دبیرخانه یکصدسالگی شکل‌گیری اهواز مدرن تشکیل شود چون نیازمند بارخوانی دوباره شهر اهواز هستیم. چون تقویت حس تعلق به شهر اهواز با تاکید بر تکیه‌گاه‌های فرهنگی ضرورت دارد. لازم داریم که بر اساس نظریه‌های فرهنگی برای شناخت شهر و مدیریت گام برداریم. اما شناخت و بررسی شهر مستلزم درک ابعاد و ویژگی‌های شهرنشینی در دوره معاصر است.

ما با تشکیل دبیرخانه یکصدسالگی اهواز مدرن، تصمیم داریم تا گفتمان مطالعات شهری، به ویژه اهواز پژوهی را به بلوغ روش شناختی و معرفت شناختی برسانیم. ما باید بتوانیم بهتر از هر زمان دیگری درباره شهر اهواز و مردم آن سخن بگوییم. «گفتمان اهواز پژوهی» به مثابه نوعی گفتمان شهری است که تمام کارکردها، ویژگی‌ها و ابعاد یک شهر مدرن را می‌تواند دارا باشد و به خرده گفتمان‌هایی که در درون گفتمان شهری اهواز وجود دارد، بپردازد.

با تشکیل دبیرخانه یکصدسالگی اهواز مدرن، موضوعاتی همچون تحول سیمای شهر، شهر خلاق و رنسانس شهری و سیاستفرهنگی می‌تواند مورد نقادی قرار بگیرد. اما توجه به چشم‌انداز فرهنگی به مثابه گفتمان شهری، زمینه‌های تاریخی رشد شهر، تحول گفتمان‌های شهری، مدرنیته و انقلاب شهرنشینی، می‌تواند به ظهور گفتمان فرهنگی شهر کمک کند. شهر مدرن مامن هیجان، آزادی و تحول است، به بیان دیگر شهر مدرن محرک بروز خواست‌های فردی است که در نهایت می‌تواند به جنبش‌های فرهنگی مبدل شود.

کوتاه سخن اینکه، با تشکیل دبیرخانه یکصد سالگی اهواز مدرن، می‌کوشیم به تمام ابعاد و روزنه‌های پهنه فرهنگی شهر مدرن با محوریت شهر اهواز بپردازیم.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

رییس هیات سوارکاری: تقویت صنعت گردشگری با اسب در دستور کار قرار دارد

رییس هیات سوارکاری: تقویت صنعت گردشگری با اسب در دستور کار قرار دارد

رییس هیات سوارکاری خوزستان گفت: با توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی موجود در استان، تقویت صنعت گردشگری با اسب در دستور کار است.

حسین برون روز سه‌شنبه در گفت و گو با ایرنا بیان کرد: با توجه به شرایط استراتژیک خوزستان در کشور و وجود اسب‌های اصیل عرب، بهره‌گیری از صنعت اسب برای معرفی استان به گردشگران بسیار مناسب بوده و باعث رونق فرهنگی و اقتصادی می شود.

وی با اشاره به سابقه و ظرفیت سوارکاری خوزستان در کشور افزود: تقویت کمیته گردشگری با اسب، کاری ضروری بوده و باید با برنامه‌ریزی و همکاری سایر بخش‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

رییس هیات سوارکاری خوزستان به اهمیت ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای توسعه سوارکاری با همکاری بخش‌ خصوصی و حمایت مسئولان اشاره کرد و گفت: امکانات و زیرساخت سوارکاری استان جوابگوی علاقه‌مندان نیست لذا برای توسعه، تقویت و گسترش این رشته نیاز به حمایت بیشتری داریم.

وی افزود: در حال حاضر بیش از ۵۰۰ مرکز پرورش اسب با ۲۵ هزار راس اسب اصیل عرب در استان وجود دارد و هر سال چندین مسابقه اسب‌دوانی زمستانه کشوری، جشنواره زیبایی و استقامت در خوزستان برگزار می‌شود.

توسعه و فعالیت در رشته پرش با اسب مدنظر است

برون در ادامه به توسعه رشته پرش با اسب در استان تاکید کرد و گفت: بر اساس برنامه‌ریزی صورت گرفته قرار است رشته مهیج پرش با اسب را در استان توسعه دهیم تا علاقه‌مندان به این رشته بتوانند فعالیت بیشتری در این رشته داشته باشند.

وی افزود: در حال حاضر اکثر هیات‌های شهرستانی فعال هستند و در طول سال مسابقات مختلفی در رشته های کمانگیری روی اسب، پرتاب نیزه، استقامت، پرش با اسب برگزار می‌کنیم.

برگزاری مسابقات پرش با اسب در شوشتر

رییس هیات سوارکاری خوزستان تشویق به نگهداری و پرورش اسب و ایجاد اشتغال پایدار را از جمله اهداف هیات استان دانست و گفت: روز ۲۱ دی ماه یک دوره مسابقات استانی پرش با اسب و روز ۲۶ همین ماه مسابقات کشوری زیبایی اسب به میزبانی شهرستان شوشتر برگزار خواهد شد.

بر اساس این گزارش در استان خوزستان با پنج میلیون نفر جمعیت و ۵۰ هیات ورزشی، بیش از ۲۵۰ هزار خوزستانی به صورت سازمان یافته در رشته های مختلف ورزشی فعالیت می‌کنند

منبع : ایرنا

عکس : خبرنگاران جوان

https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/9/18/7196627_528.jpg

تصویر نویسنده خوزتوریسم

اعضای هیئت‌مدیره جدید انجمن راهنمایان گردشگری خوزستان انتخاب شدند

اعضای هیئت‌مدیره جدید انجمن راهنمایان گردشگری خوزستان انتخاب شدند

معاون گردشگری خوزستان گفت: هیئت‌مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان برای دوره‌ای سه ساله شروع به فعالیت کرد.

به‌گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خوزستان، جمال عامری‌نسب ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۳ با بیان این‌که راهنمایان گردشگری به‌عنوان سفیران فرهنگی نقش مهمی در رسیدن به اهداف توسعه گردشگری استان دارند، گفت: انجمن صنفی راهنمایان گردشگری جزو ظرفیت‌های بزرگ حوزه بخش خصوصی است که همواره طی فعالیت‌های خود در راستای معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان نقش بسزایی داشته‌اند.

معاون گردشگری خوزستان با اشاره به این‌که براساس آمار ثبت‌شده در سامانه سادرا، بیش از ۱۶۰ راهنمای گردشگری کارت‌دار در استان خوزستان وجود دارند، افزود: راهنمایان گردشگری خوزستان افرادی پویا، فعال، صاحب‌نظر و ارائه‌دهنده تصویری جامع و کامل از فرهنگ، تاریخ و تمدن این منطقه هستند.

او گفت: همان‌طور که در بسته سفر، برنامه اقامت و پذیرایی طبیعی به‌نظر می‌رسد، استفاده از تجربیات و اطلاعات راهنمایان گردشگری نیز برای تکمیل سفر الزامی است.

عامری‌نسب عنوان کرد: بر همین اساس، انتخابات هیئت‌مدیره جدید انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان برگزار شد که پس از برگزاری این انتخابات در خانه سمن‌های اهواز، ناصر محمودی به‌عنوان رئیس انجمن، آرزو دفتری به‌عنوان نایب‌رئیس، زهرا زیلابی به عنوان خزانه‌دار، علی خرازی به‌عنوان دبیر انجمن و عضو اصلی، کاوه انصاری به‌عنوان عضو اصلی و مهدیس مکوندی نیز به عنوان بازرس انجمن انتخاب شدند.

او یادآور شد: همچنین شاهین شاه‌رکنی و سرور کوتی به عنوان اعضای علی‌البدل و زهرا مزاری نیز به‌عنوان بازرس علی‌البدل طی این انتخابات معرفی شدند.

تصویر نویسنده خوزتوریسم

هشتم دی‌ماه سالروز گرامی‌داشت احیاگر زبان پارسی

هشتم دی‌ماه سالروز گرامی‌داشت احیاگر زبان پارسی

هشتم دی‌ماه بنای آرامگاه یعقوب لیث صفاری (رادمان پور ماهیک) که در جندی شاپور شهرستان دزفول مدفون است، در فهرست آثار ملی میراث‌فرهنگی ایران ثبت شد.

مجتبی گهستونی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: هشتم دی‌ماه بنای آرامگاه یعقوب لیث صفاری (رادمان پور ماهیک) که در جندی شاپور شهرستان دزفول مدفون است در فهرست آثار ملی میراث‌فرهنگی ایران ثبت شد.

علاوه بر نقش موثر یعقوب لیث در احیا و گسترش زبان فارسی، ویژگی‌های معماری بنا که از دوره سلجوقی تا به امروز الحاق‌هایی داشته موجب ثبت ملی شدن بنا شده است. از ویژگی‌های منحصر به فرد آرامگاه، گنبدهای دندانه‌دار مخروطی شکل است که نمونه آن را فقط در خوزستان و در برخی از بقعه‌ها از جمله در دانیال نبی واقع در شوش می‌بینیم.

یعقوب لیث دومین شخص پس از فردوسی برای زنده نگه‌داشتن زبان فارسی است. به گفته بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین، بی‌گمان چنین است. هرکس با پیشینه ایران نو پس از اسلام آشنا باشد این شیرزاد ایرانی را گرامی می‌دارد. رویگر زاده‌ای که از رویگری به فرمان‌وری رسید. اما ارزش یعقوب لیث، فرمان‌وری او نبود. بسیاراند کسانی که به پایگاه‌های بلند رسیدند و فرمان‌وری کردند. اما آنچه همه ایرانیان را در برابر بزرگمردی آزاده مانند یعقوب به کرنش وا می‌دارد، آنان را بر می‌انگیزد که او را بستایند، کاریست بزرگ که یعقوب انجام داد.

او هنگامی که در نبردی بر دشمنان ایران چیره‌گی جسته بود سروده سخنوری را شنود. آن سخنور در زبان تازی یعقوب را ستوده بود. یعقوب به خشم آمد. گفت آنچه را من اندر نیابم چرا باید گفت. از آن پس سخنوران پارسی گفتن گرفتند. زبان دربار یعقوب، زبان پارسی شد. این هنر بزرگ یعقوب است. از سویی دیگر او بدان سان دلبسته و باورمند به ایران بود که در برابر ستمگران ایستاد.

اما چرا وجود آرامگاه یعقوب لیث به عنوان یک ظرفیت مهم فرهنگی و اجتماعی و تاریخی مهم است؟ چون خوزستان سرزمین و گهواره تاریخ و تمدن است. رنگین کمان اقوام است. حضور یعقوب لیث در مثلث میراث‌های جهانی چغازنبیل، شوشتر و شوش این قابلیت را دارد که بتواند جذب کننده باشد و به نشانه‌ای موثر برای جذب تورهای گردشگری تبدیل شود.

استقرار آرامگاه یعقوب لیث در محدوده شهر باستانی جندی شاپور که از نخستین شهرهای دانشگاهی پزشکی عهد باستان است این قابلیت را دارد که به واسطه وجود پایگاه ملی جندی شاپور به محلی برای تولید فکر و اندیشه و انجام پژوهش‌های فرهنگی تبدیل شود.

بی‌هیچ تردیدی روح یعقوب لیث که شهریاری از دیدار سیستان است، خشنود از خفتن در سرزمین خوزستان است. این سرزمین محل آب‌های جاری است و آفتاب هم در این سرزمین تابناک است. کوهستان‌های ستیغی دارد. مردمانی که در سرزمین‌های کوهستانی و کوهپایه‌ها زندگی می‌کنند به ناچار از زمینه زندگانی خویش از آنچه در پیرامون خود همواره می‌بینند اثر می‌پذیرند. خوزستان سرزمین کوه‌های گران‌سنگ است. از همین روست که خوزیان مردمانی‌اند پرتلاش، سخت‌کوش و نستوه‌اند. خوزستانی‌ها به آسانی در برابر دشواری‌ها، بازدارنده‌ها و تنگناها از پای در نمی‌افتند.

یعقوب لیث، این رویگرزاده سیستانی در زمرده مردمان با پشتکار و شجاع بود که بر ایرانی بودن خود مفتخر بود. خصلت پهلوانی داشت و از اجتماع گریزان نبود.

از سویی دیگر آب، همه می‌دانیم که آب مایه زندگی است. اگر آب نباشد زندگی نخواهد بود. آب وارونه و پادینه کوه است. کوه نماد سختی و پای برجایی است. آب نماد نرمی و روانی است. خوزیان شکر خوی‌اند. خویی نرم و مهربان دارند. این را می‌توان از نگاهی بسیار فراخ با آب پیوند داد. مردمانی استوار و پایدار که در برابر سختی‌ها و دشواری‌ها وا نمی‌دهند و از پای در نمی‌آیند. این دوگانگی شگفتی‌آور ارزشمند می‌تواند به کوه بازگردد و آب. یعقوب لیث در دیاری از شرق ایران زاده شده که خود در پیوند با کوه و آب بود و سرانجام در سرزمینی از غرب ایران، یعنی خوزستان چشم از جهان فرو بست که خود سرزمین آب‌های شور، شیرین و روان است و کوه‌های آن سر به فلک کشیده‌اند.

یعقوب لیث از آزاد مردان ایرانی و از عیاران بود. مایه شگفتی هم نیست زیرا که یعقوب در سرزمین پهلوانان زاده شده بود. به پاس دلیری‌ها و ایران دوستی بی‎کران یعقوب، ما او را گرامی می‌داریم. او را یکی از برومندترین فرزندان این سرزمین سپند می‌شناسیم.

آشنایی با آرامگاه یعقوب لیث صفاری

تصویر نویسنده خوزتوریسم

چهارمین جشنواره ملی حکیم حماسه ویزه گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

چهارمین جشنواره ملی حکیم حماسه ویزه گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

چهارمین جشنواره ملی حکیم حماسه ویزه گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر نامدار ایران زمین و اثر گرانسگ ایشان شاهنامه به میزبانی شوشتر برگزار خواهد شد .‌
اهداف جشنواره :
۱-توجه به فرهنگ غنی و هویت ملی ایران زمین
۲-نکوداشت زبان و ادبیات فارسی
۳-گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و اثرگرانسنگ شاهنامه
۴-تجلیل ازپدیدآورندگان آثارفاخرهنری،ادبی باموضوع شاهنامه
بخش ها:
شاهنامه خوانی(آواز)، نقالی، شعر، مقاله
شرایط:
۱-فیلم ارسالی شرکت کنندگان در بخش های شاهنامه خوانی و نقالی باکیفیت بالا و درفضای مناسب تولید و ضبط گردد .
۲-زمان فیلم های ارسالی در بخش های نقالی و شاهنامه خوانی حداکثر۳دقیقه باشد .
۳-رده های سنی جشنواره۶تا۱۲ ،۱۳تا۱۸ و ۱۸ به بالا خواهد بود .
۴-مقاله های پژوهشی با موضوع شاهنامه ی فردوسی ضمن رعایت اصول مقاله نویسی حداکثر در ۲۰ صفحه تنظیم و در صورت انتخاب خلاصه ی آن در یک صفحه ارایه گردد .
۵-قالب شعرآزاد و موضوع آثار فردوسی،شاهنامه ، وطن و حماسه می باشد . در این بخش حداکثر سه اثر ارسال گردد .
۶) درهر بخش سه برگزیده توسط هییت داوران انتخاب و از آنان توسط دبیرخانه جهت شرکت در جشنواره دعوت خواهد شد .
۷) حضور برای برگزیدگان در جشنواره الزامی ست.در صورت عدم حضور منتخب دبیرخانه فرد دیگری را با هماهنگی داوران جایگزین خواهد کرد .
۸) شرکت کنندگان به همراه آثار ، مشخصات کامل فردی خود را ارسال نمایند
۹) شرکت کنندگان آثار خود را در شبکه های مجازی به شماره های ۰۹۱۶۶۱۰۸۳۰۹ یا ۰۹۳۵۳۹۸۱۸۸۶ ارسال نمایند.
۱۰) مهلت ارسال اثر پایان دی ماه ۱۴۰۳ می باشد .

تصویر نویسنده خوزتوریسم

طبیعت  و سبک  زیبای  زندگی اهالی احمد فدالله دزفول

طبیعت و سبک زیبای زندگی اهالی احمد فدالله دزفول

احمد فداله، نام دهستانی در بخش شیهون از توابع شهرستان دزفول است. این دهستان در دل رشته‌کوه‌های زاگرس قرار گرفته و بخش عمده پوشش گیاهی آن را درختان بلوط تشکیل می‌دهند.

منطقه احمدفداله در ۱۵۰ کیلومتری شمال شهرستان دزفول قراردارد.منطقه ای با پراکندگی جغرافیایی که از شمال به کوه کینو وازمغرب به استان لرستان و رودخانه دز واز مشرق به کوه های شمال شهرستان لالی منتهی می شودودارای طبیعتی زیبا و کوهستانی وصعب العبور ودارای راه ارتباطی خاکی که در زمستان اکثر گردنه ها برف گیر بوده وتردد را با مشکل مواجه می کند.تردد منطقه امامزاده ای به همین نام هم وجود دارد که از قرار معلوم روی گنبد آن دو درخت موجود است و منطقه‌ای بکر و سرشار از ظرفیت‌های طبیعی و خدادادی بوده است.


دره‌های عمیق، پرتگاه‌های ترسناک، پیچ های خطرناک و شیب های بسیار تند، دل هر رهگذری را خالی می کرد اما با این حال گردشگران برای دیدن این مناظر طبیعی رهسپار احمد فداله می شوند تا از طبیعت بکر آن بهبه ببرند.

ارتفاعات بلندی قله اطراف احمد فداله به حدود ۲۸۰۰ متر می رسد که پوشش گیاهی و جنگلی زیبا، بیننده را خیره و انگشت به دهان می کند.

احمد فداله منطقه ای بکر با چشم اندازهای بی نظیر در اطراف رشته کوه زاگرس است که در تمام طول با آغوش باز پذیرای مسافران و میهمانان خود است

مردم این منطقه با سبک زیبای زندگی عشایر و ساده سالهاست با طبیعت خو گرفته اند و جلوه ای آداب و رسوم و فرهنگ و هنر را با تمام دشواربها و کم و کاستی ها به نمایش گذاشتند

عکس:امین نظری/ایسنا

تصویر نویسنده خوزتوریسم

گشت و گذار آهوی «ریم» در جنوب ایران

گشت و گذار آهوی «ریم» در جنوب ایران

آهوی «ریم» در جنوب ایران که مدت‌ها تصور می‌شد منقرض شده است به همت مردم بومی منطقه بستان، از خطر انقراض نجات پیدا کرد.

«آهوی ریم کرخه» یا «آهوی شنی بین‌النهرین» گونه خاصی از آهو است که تفاوت‌های زیادی با آهو‌های دیگر موجود در ایران و سایر نقاط جهان دارد. رنگ این آهو نسبت به آهو‌های دیگر موجود در ایران روشن‌تر است. همچنین بر خلاف غزال‌های دیگر که گردنی خمیده دارند، ریم کرخه، گردنی صاف و کشیده دارد. زندگی این آهوی زیبا داستان پر فراز و نشیبی در جنوب کشور دارد.

معرفی رسانه

رسانه گردشگری و فرهنگی خوزستان


با مجوز رسمی نشر دیجیتال برخط
مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور

شماره مجوز: ۵۰/۲۲۹۰۶

شماره ثبت: ۱۰۱۸۷

کد شامد: ۱۲-۰-۶۵-۲۹۳۹۸۶-۱-۱

رسانه  تخصصی گردشگری و فرهنگی استان خوزستان
منتخب مرحله اول  جشنواره دزفول گرام ۹۷

برگزیده  و رتبه دوم در یازدهمین جشنواره ملی
رسانه های  دیجیتال کشور  سال ۹۸

برگزیده پویش زندگی از نو سال ۹۹

معرفی وشناخت جاذبه های.باستانی.تاریخی
طبیعی.مذهبی استان خوزستان

معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام

منتخب گزارشهای تصویری  و رویدادهای  خبری حوزه گردشگری و فرهنگی کشور و استان خوزستان از منابع معتبر خبرگزاریها استانی و کشوری

گروه رسانه ای گردشگری وفرهنگی خوزستان برگزاری همایش ها..کارگاه های آموزشی..نمایشگاه هاو جشنواره های درون استانی و برون استانی بامحوریت معرفی جاذبه های گردشگری و معرفی اقوام و فرهنگ ملی و محلی و آداب و رسوم اقوام خوزستان

مشاوره وراهنمایی به علاقه مندان و دانشجویان درحوزه گردشگری و فرهنگی
اراِیه کلیه خدمات گردشگری در استان خوزستان
برگزاری انواع تورهای گردشگری در سطح استان خوزستان

ارتباط با ما:
۰۹۱۶۶۰۶۲۱۱۳
۰۹۳۰۲۳۱۸۷۴۶
پیوندهاوشبکه های اجتماعی